باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

در صفحه ی دوم آن بالا نوشت: اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت، باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود / تقدیم به دوست هنرمندم مهدی موسوی با آرزوی بهترین ها / امیر مسعود حسینی
گفتم بهتر نبود به جای بی خبری می گفت دربه دری بود؟ این بیشتر به قصه ی ما نزدیک است. خندید و گفت جایی شنیدی آن را؟ گفتم شاید سعدی این طور نوشته باشد.
از قبل در جریان انتشار کتاب بودم، تبریک گفتم چرا که حیف بود این غزل های ناب مجموعه نشود. بارها از او خواستم چاپشان کند. همین غزل ها را که پروانه هایی در خود دارند آماده ی پرواز، نابند ، ساده اند و در عین حال عمیق که هر لحظه قصد پر گشودن دارند. کتاب "من زنده مانده ام که روایت کنم تو را"از امیر مسعود حسینی را فصل پنجم به چاپ رسانده.

پشت جلد آمده :
زیبایی تو را به تماشا نشسته است
امشب که رو به روی تو دریا نشسته است

با شور زائرانه ی خود دست می کشد
بر جای پای تو که به شن ها نشسته است ...

در جزر و مدِّ جاذبه ی ماه روی تو
نه دست پس کشیده، نه از پا نشسته است

آن قدر خوانده که در شهر زیر آب
نام تو بر زبان پری ها نشسته است ...

سال هاست این غزل را و او را می شناسم، شخصیتی بسیار دوست داشتنی دارد، عموم اشعارش حال و هوایی همین گونه دارند. تغزل محض است و این که ته مایه های سبک هندی با آن نازک خیالی ها و ریزبینی ها با رنگ آمیزی امروزی جلوه گری می کند. سراغ مضامین تازه می رود و همیشه از زوایایی دیگر گونه می بیند:

درخت تکیه به او داد و خستگی در کرد
و قمقمه به لبِ او رسید و لب تر کرد

هوای تیره ی این دشت را به سینه کشید
نسیم بازدمش دشت را معطر کرد ...

شما که شعر مرا خوانده اید می گویید
چگونه این همه را می شود که باور کرد ؟

و یا این غزل که - دوست می دارمش – درست است به شعر موضوعیت داده اما مرام سهل ممتنع دارد و در حقش بی مرامی نمی کند:

عذاب می کشد از دست من، منِ این شعر
لباس قافیه تنگ است بر تن این شعر

به گوش حوصله ی من مدام می خواند:
بیا و چشم بپوش از سرودن این شعر ...

امیدوارم به همین جا ختم نشود و این رویه ادامه پیدا کند و تدریس در دانشگاه جلوی خیال پروری هایش را نگیرد، چرا که می بینم این اواخر کمتر می نویسد، مطمئنم بهتر از من می داند تغزل امانتیست نزد او که خودش به کنایه گفته :

آسمان بار امانت نتوانست کشید
مطمئن نیستم آن را بتوانم بکشم ...

/ 95 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد نوروزی

فرشته ی شب ِ دنیا ، سپیده عاشق تان شد و شاهزاده ی قصه ، ندیده عاشق تان شد .................................. سلام عزیز ............................. فرشته ی شب ِ دنیا ، سپیده عاشق تان شد و شاهزاده ی قصه ، ندیده عاشق تان شد ................................ وبلاگ مصرع ابرو با معرفی یک کتاب و بروز بودن چند وبلاگ و دو غزل بروز شد... منتظر تونم یاعلی

http://www.youtube.com/watch?v=4wHrOjgreqA

شیکا اویلی

باسلام یه پیام خصوصی دارید

سعید

سلام.اعضای مرا دوباره پیوند بده.واقعا بیست

سعید

سلام.اعضای مرا دوباره پیوند بده.واقعا بیست

فراخوان پنجمین جشنواره بین المللی شعرفجر

نمونه فرم شرکت در ششمين جشنواره بين المللي شعر فجر: نام نام خانوادگی نام پدر شماره شناسنامه محل تولد تاریخ تولد کدملی نشاني محل سکونت کدپستی تلفن ثابت شماره تلفن همراه نشانی پست الکترونیکی اينجانب بامشخصات فوق وباارسال ... جلد کتاب... صفحه شعر، آمادگي خودرابراي شرکت دربخش سنتي - نيمايي و سپيد - سرود و ترانه - بخش ويژه کودک ونوجوان ششمين جشنواره بين المللي شعرفجر اعلام مي دارم. تاریخ امضاء [گل]

فراخوان پنجمین جشنواره بین المللی شعرفجر

به منظورارتقاي سطح کيفي شعروگسترش هرچه بيشترآن، به عنوان پشتوانه فرهنگي وثروت ملي، ششمين جشنواره بين المللي شعرفجر برگزار مي شود. اميداست شرکت فعال وموثرکليه عزيزان شاعر، باهرگرايش، سليقه وسبک شعري موجب بالندگي هرچه بيشتراين هنرملي گردد. اين جشنواره کاملاًرقابتي است وتمام سنين، مضامين، قالبهاو حوزه هاي شعري(سنتي، نيمايي وسپيد، سرودوترانه) وبخش ويژه کودک ونوجوان رادربرميگيرد. بديهي است ارزيابي براساس آثارارسالي خواهدبود وازبرگزيدگان به نحو شايسته اي تقدیربه عمل خواهدآمد. دراین دوره بخش ویژه ای به بررسی کتابهای پژوهشی حوزه شعرمنتشرشده ازفروردین 1385 تا پایان اسفند 1389 خواهد پرداخت. شرايط شرکت: 1- ارسال مجموعه هاي شعرمنتشرشده درفاصله زماني 1389 و1390ياحداقل10وحداکثر20صفحه شعر(ازتازه سروده ها)درهريک ازبخشهاي موردنظرشاعران 2- تکميل وارسال فرم شرکت درجشنواره به ضميمه 1برگ تصويرشناسنامه ياکارت ملي مهلت ارسال آثار: تاپايان وقت اداری روزچهارشنبه مورخ30 آذرماه1390 نشانی ستاد برگزاری: تهران،خيابان شهيدمطهري،خيابان فجر(جم سابق)، پلاک7،طبقه4،کدپستي:1589743111 تلفن:88342979 نمابر:88861324 [گل]

امل

غزل نغزی بود اوقات خوش ان بود که بادوست به سر شد.....

شیدا

سلام .. چیز زیادی نخوندم بتونم نظر درست حسابی بدم بد سروقت میام بهت میگم