به بارونی که می باره، بگو که دست برداره

یادم می آید ترانه اعتراضرا بر روی ملودی دوست خوبم داریوش اقدامی سرودم و تا تکمیل شدنش بارها مجبور شدیم موسیقی و شعر را تغییر دهیم. گاهی گداری من داریوش را قانع می کردم و گاهی هم او. حالا هم که قطعه را دانلود کردم و دارم گوش می کنم حس می کنم خوب از آب در آمده. نمیدانم شما هم با من موافقید یا نه.

(اعتراض)

یه اعتراضه رولبم به هر چی عاشق شدنه

که منو بدبین می کنه به هر کی عاشق منه

 

تنها شدم واسه یه لحظه

بیا و خودتو جای من بذار

دلسردم، شبیه یه تقویم بی بهار

 

تنها شدم واسه یه لحظه

بیا و رو به روی من بایست

این فاجعه، حق یه عاشق درمونده نیست

 

هواسرده زمین سرده

خیابون خیسِ بارونه

همونی که به فکرت بود

حالا دیگه پشیمونه            

 

یه دلشوره یه تشویشه

منو آروم نمی ذاره

به بارونی که می باره        

بگو که دست برداره

 

ته خطه یه دیواره

یه بن بسته یه زندونه

تو این روزای دیوونه

مث کابوس می مونه

 

  

خواننده و آهنگساز: داریوش اقدامی

ترانه سرا: مهدی موسوی

 

   

 

 پ ن 1: تو دیر کردی و به من گل میدی

هزارتا فکر به من سنگ‌انداخت

چشمِ من از گریه مث اون شب شد

 که تیم محبوب من آرژانتین باخت / افشین مقدم

/ 90 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان مهدیان

سلام سید مهدی گرامی من از دروغ متنفرم از دهانی که دندان هم دارد که نباید طمع کند و مجبور باشم عقل عاشقی را دراورم و خیابان های منتهی به کوچه باغ نعلبندان را نه ! سهراب نگرد ! کسی کفش هایت را صدا نزد پای پیاده / ابتدا کفش پایمان نیست جوراب نداریم و این همه انگشت لخت لخت !! 000000000000 منتظر حضورتان برای خواندن و دریافت نظرات شما هستم تا بعد هجوووووووووم[بدرود]

مینا تقی پور

سلام! ......به بارونی که میباره, بگو که دست برداره! این بند خیلی قشنگ بود. مرسی

سما...بیژنی

سلام عزیز بزرگوار / مرسی .../ زیبا بود / زیبا !!! منم به روزم /شایدم به شب !

سما...بیژنی

سلام عزیز بزرگوار / مرسی .../ زیبا بود / زیبا !!! منم به روزم /شایدم به شب !

مریم

سلام دوست خوب . وب خوبی داری. اگه میشه به من هم سربزن وکمک کن وب خوبی داشته باشم. موفق باشی

فرهنگخانه

سلام تازه ترین اخبار هنری و ادبی هر روز در سایت فرهنگخانه 28 مهر 89 و اخباری از : پرویز کلانتری ، عزت الله انتظامی ، طالب آملی ، محمد رحیم اخوت ، ادونیس ، حسین منزوی ، طاهره صفارزاده ،جی .کی.رولینگ ، علیرضا زرین دست ، بهاالدین خرمشاهی ، یغما گلرویی و...

ابوالفضل حسني

ما چتر بازيم ! اینها چت باز! ان بزرگ ترها مان بروكسل وتهران و تورنتو و هرجا كه هستند و باشند سرشان سا ق و سلامت: چتر سا ز!

مهر

عادل ، البته شاعر است ! برای خوابینش این خواندیدنی نو ، به "هواخوری" بیایید ! برخی معتقدند که شاعر و شعرش در این دور و زمانه واقعیت ندارند . شاید چنین باشد ، ولی من می گویم "واقعیت" ( چیزی که رسانه بر می سازدش ) ، خود فقدان حضور شعر است و به همین دلیل ، واقعیتِ این روزگار نمی تواند "واقعی" باشد . پس این بستر که روزمرگی در آن جریانی تند و پر شتاب دارد ، به واقع نمی تواند هستی انسانی را به درستی برتابد و از این منظر ، شاعر حق دارد چنین متنی را متنی حاشیه ای بداند و از آن سو ، حاشیه ای را که در زیر و کنار و جوار این جریان و آن بستر در خودش می تپد و معنایی پر رنگ به هستی آدمی می بخشد ، در حقیقت ، متن واقعی عصر و زمانه ی ما بنامد ... .. .. .. پس حجت شاعر حرف ندارد / اگر که کلام را از عاطفه برگ می دهد ...

بابک شمس ناتری

صدای بی صدایت حکایت هجرت من، بی خبر ... اما . . . به انتظار ننشسته ام نه پیامکی، نه تعارفی به مانند مهمان ناخوانده ای که روبرویم نشسته ای چشم در چشم ... شرم دارم کوله بارم پر از خالی بودن اراده است سر به کدامین سو سر به سرت نمی توان گذاشت ماموری و معذوری و من ... چقدر درد دارم از تورم دلتنگی ام سفیدی رختی که برایم خلعتی آوردند چقدر تیره است تن پوش رفتنم می خندم و این خنده از درد است آی ... کجایی ساعت ؟ عقربه کوچکت ایستاده صدای تیک تاک توست من می شنوم غرق همهمه صدای بی صدایت بلند است مامور ... غریبه ای آشنایی چیست حکایتم؟ صدای زنگ است بیدار می شوم گردی میدان مرا بد جوری می گرداند کنار ساعت سازی ، عقربه ها همه می دوند تیره برقی سوخته انا لله و انا الیه راجعون صدای بی صدایت حکایتی داشت جماعت بدرقه مانند همیشه عجول چقدر شبیه من است آنکه در همهمه مواج برای کوله خالی ام اسم می خواهم بنویس مسافری که می شناسمش ............... منتظر نقدت هستم-هرچه بیشتر نقد کنی بهتر