زندگی امروز یعنی وبلاگ نویسی

مدتی بود که انگیزه و حس وحال مساعدی برای وبلاگ نوشتن نداشتم و به قولی دستم به قلم نمی رفت ، دلیلش را هم مطمئناً بسیاری از دوستانم می دانند  اما به پیشنهاد یکی از عزیزان سعی دارم نوشته هایم را از سر بگیرم و پست جدیدی بنویسم . به قول این دوست : " زندگی امروز یعنی وبلاگ نویسی "

چند وقت پیش به عکس هایی که از نقاشی های میکلانژ گرفته شده بود دقت می کردم ، او که از ارکان اصلی رنسانس و شاید برجسته ترین هنرمند عصر انسانگرایی باشد مثل بسیاری دیگر از هنرمندان آن دوره سعی در برجسته سازی توانایی های روانی و حتی فیزیولوژیکی انسانی داشت که در آن روزگار تحقیر شده بود . این تلاش در نقاشی ها و مجسمه های او کاملاً مشهود است . در بین نقاشی هایش بخشی از یک تصویر توجهم را به خود جلب کرد  و حس کردم که سابقاً آن را (و یا شبیهش را) در جایی دیده ام  :

 

میکلانژ

  در آن نقاشی جوانی دستش را به سمت پیری دراز کرده و از او کمک می خواهد ، پیر نیز سعی دارد که دست جوان را بگیرد . تصور کامل را در اینجاببینید .

 این اثر میکلانژ نقاش ایتالیایی مرا به یاد لحظه ای انداخت که گوشی های نوکیا را روشن می کنیم ، آن موزیک تکراری پخش میشود و ما دو دست را می بینیم که از دور به هم نزدیک می شوند و در هم قرار میگیرند و به نوعی دست بزرگتر به دست کوچک تر پناه میدهد .

 

nokia

 این اواخر نوکیا و خبر های پیرامون آن نقل مجالس شده است . به هر حال نمی دانم آیا طراحان شرکت نوکیا در خلق این تصویر از اثر میکلانژ اقتباس کرده اند یا نه . 

/ 40 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میثم یوسفی

مهدی جان پیغام به روز کردنت که میاد میام و می خونم فقط حال و حوصله ی کامنت نیست یا حرفی تازه برای گفتن مخلصیم

ونوس رستمی

سلام...خیلی وقت بود به وبلگ ها سر نزده بودم... داستناک ها همشون طبق روال خوب ضربه آخر و غافلگیری رو داشتن...بازهم سر می زنم و به زودی با بلوگ جدید.....

مدیر انجمن ترانه ی فریاد

دوست عزیز آقای موسوی انچمن ادبی ترانه ی فریاد با نقد شعری از دوست جوانمان خانم ساناز بهشتی به روز شده است. آنچه را انتظار می کشیم حضور گرم و سبز شماست. چشم به راهمان نگذارید.[گل]

امین پویانفر

سلام مهدی موسوی باور کن وقتی به وبلاگتون میام یه حس خوبی بهم دست میده...نمیدونم چرا.وبلاگ خیلی از این دوستان که میرم دوست ندارم کامنت بذارم ولی اینجا رو میخونم و نظر میدم هر چند اگه گاهی بی جواب بمونه. بهر حال مخلصیم و منتظر یه ترانه یا غزل جدید

علی قزل سفلو

سلام مهدی ِ عزیز ممنون که نگاهی کردی راستش آره یه جورایی شبیه کارهای یداللهی شده ولی قصدی در کار نبوده نمیدونم شاید مطالعه ای که این روزا دارم یه کم غافلم کرده از گشت و گذار تو ترانه های دیگران ولی در کل چون همه ی کارای ماه رمضون و کارای این فرمی رو ما همیشه از ایشون شنیدیم شاید شبیه شده راجع به پیشنهادتم چشم دارم روی مصرع اولم فکر میکنم """ بالاخره نیومدی و ندیدیمت ما که چشم به راهت بودیم و هستیم [گل] """"""" راستی ؟ از جشنواره ی ترانه چه خبر؟

raha

سلام و درود ممنون موفق باشید

مینا

این دو دست یعنی رابطه همین.