حسین فاضل / گفتگو

پیشنهاد می کنم موزیسین ها ابتدا مطالعه کنند بعد جرأت ارائه اثر پیدا کنند

گفتگو با حسین فاضل – آهنگساز -  شنبه 14 دی ماه 87

اشاره :

حسین فاضل ، آهنگساز و تنظیم کننده . متولد شهریور 1352 تبریز . یکی از موزیسین های باسواد و مسلط به دانش آهنگسازی است که بارها ساخته های زیبایش را در تیتراژ فیلم ها و سریال های تلویزیونی و آلبوم های موسیقی شنیده ایم . هنرمندی که اخیراً گوشه ای از توانایی ها و خلاقیتش توسط ارکستر ملی ایران در کشور آلمان به روی صحنه رفت و مایه مباهات و افتخار ایران عزیز شد . حسین فاضل موسیقی را از سال 61 با نوازندگی سنتور آغاز کرد و تحت نظر اساتیدی بنامی چون داود آزاد ، اردوان کامکار ، ارسلان کامکار و ... دوره های مختلفی را گذراند ، مدتی را نیز به عنوان دستیار زنده یاد بابک بیات با ایشان در ساخت موسیقی چند فیلم و دیگر آثارشان همکاری داشت و با دیگر بزرگان موسیقی ایران چون فرهاد فخرالدینی ، تورج شعبانخانی و ... همکاری های نزدیکی داشته و دارد . او در طی این سال ها در بیش از 35 آلبوم موسیقی به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده و نوازنده فعالیت داشته است . در نخستین روزهای زمستان امسال پای صحبت های دلنشین ایشان نشستیم که چکیده ای از آن گفتگو را در ذیل می خوانیم :

                                                                                    تهیه و تنظیم : مهدی موسوی میرکلائی

                                                                                    عکس ها : حسین متولیان

در ابتدای گفتگو برای یادآوری مخاطبان ، از آهنگسازی و تنظیم موسیقی متن و تیتراژ فیلم ها و سریال ها و آثار تلویزیونی که انجام داده اید بگویید

من در ژانرهای مختلفی با صدا و سیما همکاری داشته ام ، هم ترانه و تصنیف و هم فیلم و سریال . مثلاً کار کودک مجموعه ی لالایی ها و چند کار کودک دیگر . کارهای مذهبی چون " با عاشورا "  که با رسول نجفیان همکاری کردم و یا موسیقی سال پیامبر با شعری از عبدالجبار کاکایی و صدای شهرام مهاجر و یا اثر خادمان نور با شعری از علی معلم و صدای نادر اسماعیل زاده و ... اما در رابطه با فیلم و سریال ، موسیقی متن و تیتراژ سریال تفنگ سرپر از قسمت 25 تا پایان به کارگردانی امراله احمدجو و خوانندگی پرویزخلیل نسب ، فیلم موسیقی زمستانی به کارگردانی کامران قدکچیان ، فیلم یک پله پایین تر به کارگردانی علی موذنی ، موسیقی متن و تیتراژ فیلم کلکسیونر به کارگردانی مهران احمدی با شعری از علیرضا حسینی لرگانی و صدای داود فریادی ، فیلم هفتاد و سومین تن به کارگردانی علی موذنی ، موسیقی سریال روزگار خوش حبیب آقا به کارگردانی مهدی مظلومی و سعید آقاخانی ، موسیقی متن و تیتراژ فیلم خواب طلایی به کارگردانی امیرعلی حسنی با شعری از علیرضا حسینی لرگانی و صدای امیر تاجیک ، همچنین سریال هایی که موسیقی شان را بطور مشترک با دوستان دیگر انجام داده ام از جمله : خانه پدری ، مشق عشق ، من یک مستأجرم ، شبی از شب ها و کارهای دیگر که الان حضور ذهن ندارم . البته برای چند کلیپ تلویزیونی نیز آهنگسازی نموده ام مثل کلیپ تلویزیونی رجعت با شعری از علی معلم و صدای امیر تاجیک همچنین کلیپ تلویزیونی سینه سرخ با شعری از علیرضا حسینی لرگانی و باز هم صدای امیر تاجیک و ...

شما در ارکسترهای مطرحی به عنوان لیدر و رهبر گروه حضور داشته اید ، اخیراً نیز کارهای بزرگی در این زمینه انجام داده اید ، به بعضی از آنها اشاره کنید

در سال 1381 ارکستری برای امیر تاجیک ترتیب دادم که علاوه بر ریتم و گیتار و باس و ... یک گروه چهار نفره ی بادی برنجی هم داشت که البته بعد ها این ترکیب در بعضی گروه ها دیده شد . یکی دو سال رهبری این ارکستر را به عهده داشتم که هم اکنون نیز تنظیم های قدیم مرا اجرا می کنند که زحمت مدیریت و سرپرستی آنها با دوست خوبم امید تاجیک می باشد . از بهار 1385 به دعوت مجید اخشابی رفتم و سر و سامانی به ارکسترش دادم و مدتی نیز رهبری و تنظیم کارهای او را به عهده داشتم که کنسرت های خاطره انگیزی داشتیم . کنسرت های مقعطی هم داشته ام مثلاً مهر ماه با همکاری تنی چند از اعضاء گروه زهی پارسیان و میثم مروستی عزیز ، کنسرتی داشتیم با آقای عبدالرسول کارگشا که از خواننده های خوب صدا و سیما می باشند . تنظیم و ارکستراسیون 5 آهنگ در این کنسرت به عهده ی من بود . اخیراً چند فعالیت هنری خوب داشته ام ، اولی نوشتن یک کنسرتو برای تار و ارکستر که تقدیم کرده ام به استاد فرهاد فخرالدینی و به امید خدا به رهبری ایشان و تکنوازی بهزاد رواقی ، با ارکستر بزرگ موسیقی ملی ایران اجرا می گردد . دوم اینکه تصنیف زیبایی را دوست عزیزم بهزاد رواقی روی شعری از آرش معدنی پور ساخته بودند که هنرمند عزیز سالار عقیلی به این تصنیف علاقه نشان دادند و مصرّانه به استاد فخرالدینی تاکید کردند که میل زیادی دارند این کار را با ارکستر بزرگ بخوانند ، بنابراین بنده با صرف حدود دو هفته وقت ، این کار را برای ارکستر ملی تنظیم کردم که به رهبری استاد فخرالدینی اجرا خواهد شد . سوم اینکه در راستای گفتمان فرهنگی کشورها به سفارش رایزن فرهنگی ایران در آلمان و آلمان در ایران ، کاری را بر اساس اثری از کلودیو مونته وردی نوشته ام که توسط کر بزرگ برلین در کشور آلمان و البته به همراهی سه ساز ایرانی در نوزدهم دی ماه در برلین اجرا شد . بنده با روش هایی ویژه سه ساز ایرانی و حتی ملودی و نغمات ایرانی - اروپایی را به این اثر افزودم . اخیراً یک آلبوم آذربایجانی نیز برای کمپانی آهنگ پارسیان کار کرده ام که با نوازندگی میثم مروستی ، بهزاد رواقی و وحید گلبوستانی ضبط شده است . این مجموعه نیز زمان زیادی برده و به نوعی اجرای مجدد 8 آهنگ قدیمی آذری به بیانی نسبتاً جدید است . ضمناً به همراه هنرمند عزیز میثم مروستی اشتراکاً ارکستر محمد اصفهانی را برای کنسرتی که پیش رو دارد تنظیم کرده ایم که در آینده ای نزدیک به روی صحنه خواهد رفت .

شما بیشتر تمایل به ساخت آثار فاخر و سنگین دارید و کمتر به جریان های زودگذر موسیقی و سفارشات روزمره تن در داده اید و ماندگاری را به اسم و رسم چند روزه ترجیح می دهید ، سوال من این است که با این رویه ای که در پیش گرفته اید آیا از نظر کلامی مشکلی نداشته اید ، اصلاً علت این کم کاری ها را برایمان بگویید

 این نظر لطف شماست . خوشبختانه با ترانه سرایان خوبی همکاری داشته ام و از این نظر به مشکلی برنخورده ام . به حکم وظیفه سعی می کنم از شاعرانی که حتی یک اثر با آنها کار کرده ام یاد کنم : اکبر آزاد ، علی معلم ، اهورا ایمان ، عبدالجبار کاکایی ، سهیل محمودی ، فریبا وکیلی ، علیرضا حسینی لرگانی ، رضا جزمطلب تبریزی و از جوان تر ها خانم عرب ، سولماز فروتن ، آرش معدنی پور و ... البته چند کار هم با آقای حافظ و سعدی و مولانا داشته ام !!! ... اهورا ایمان درک خوبی از آنچه می سراید دارد . بزرگترها مثل استاد اکبر آزاد و کاکایی جای خود دارند ، اما در 5 سال گذشته بیشترین کار را با علیرضا حسینی لرگانی داشته ام ، خیلی چیزها که در محدوده تنوع کلمه و ریتم و همخوانی با موسیقی نیاز داشته ام در شعر او پیدا کرده ام . من عاشق موسیقی با فرهنگ و اصالت هستم . ببینید استاد حسین علیزاده نوع موسیقی اش هیچ تشابهی با اسفندیار منفردزاده ندارد ، ولی در مصاحبه اش بسیار به نیکی از آثار اسفندیار منفردزاده یاد می کند . این همان آثار فاخر موسیقیایی مملکت ما هستند که حتی اگر از اسب هم بی افتند از اصل نمی افتند . در مورد خودم این را هم بگویم که وقتی می بینم با سی و چند سال که از عمرم گذشته و به پول و پله ای هم نرسیده ام ، پس چه بهتر که با سیلی صورتم را سرخ کنم و سعی کنم در رسته موسیقی سنگین و رنگین باقی بمانم . اخیراً یعنی در دو سال گذشته اتفاقاً برای موسیقی فاخر ، از عمر و حق خانواده و زن و بچه ام گذشته ام و امیدوارم نتیجه بگیرم که شرمنده ی خانواده و خودم نشوم . البته در انواع دیگر موسیقی هم طبع آزمایی کرده ام که پربیراه نبوده ، چون سعی کردن با تحقیق انجام بدهم ، مثل آلبومی که برای محمد زرعی کار کرده ام . اما این که خیلی کم کار بوده ام لابد بختم بلند نبوده !!! گذشته از شوخی این مورد دلایل بسیاری می تواند داشته باشد ، یکی اینکه خیلی اهل روابط نبوده ام و کوچکترین مورد حسی یا اخلاقی مرا از محیط های تولید آثار هنری دور نگه داشته ، یعنی نتوانستم اکثراً خودم را وفق دهم با اینکه اصلاً آدم بهانه گیری نیستم ولی اهل روابط هم نبوده ام .

یکی از معضلات دامن گیر موسیقی پاپ امروز مصرفی شدن آن است و اینکه آثار منتشر شده پس از طی مدت زمانی کنار گذاشته می شوند و عمر کوتاهی دارند ، شما چه عواملی را در شکل گیری این معضل دخیل می دانید

یکی از عوامل مهم این است که روزگار به شدت مادی و سطحی شده ، عشق ها عشق های قدیم نیستند ، همسایگی ها ، همسفرگی ها ، همدلی ها (که این یکی چیزی مثل دایناسور است ! که فقط فسیلش شاید پیدا شود !) .... زنده یاد بابک بیات برای خودم تعریف می کرد که در دهه 50 مثلاً من و ایرج جنتی عطایی و د.الف ، فرهاد و قنبری و اسفندیار منفردزاده و ... همینطور مثلث های دیگری بعد از چند ماه هر اکیپ یک آهنگ رو می کردیم . حاصلش هم معلوم است که چه می شد . الان ماشاالله جوان های پر کار پاپ در طول هفته یک آلبوم را جمع می کنند !!! اصلاً این اصطلاح آلبوم جمع کردن همین چند ساله باب شده است . پر کار بودن به هیچ عنوان بد نیست ولی هنرمند هر از چند گاهی باید فرصت کند دورنمای آثارش را با حوصله و تمرکز تماشا کند و عیب یابی کند . مثل تابلو نقاشی که از دور نگاه کنی می توانی بیشتر اصلاحش کنی . خیلی از دوستان چون فرصت نمی کنند از دور و از بیرون گود آثارشان را تماشا کنند ، ناچاراً گاه می بینی که چندین آهنگ ساخته اند که همگی تکراری هم هستند . حتماً که شعرش فرق دارد ، شاید هم ریتم و سازهایش ، اما تفکر و توانایی و زایش هنری هم همان تکرار کارهای قبلی هستند . باور می کنید من یکی استقبال می کنم که هر از چند گاهی کارهایم توسط رفقای سخت گیر و سخت پسند و کلاً هم دوستان هنرمند نقد شود . بالای 10 آهنگی که روی اشعار یک ترانه سرا (علیرضا حسینی لرگانی) ساخته ام مطمئن هستم که بد یا خوب ، اقلاً از روی ناتوانی به تکرار نیفتاده ام ، امیدوارم این آهنگ ها بزودی به گوش همگان برسند که بیشتر بتوانیم در موردشان حرف بزنیم . دیگر اینکه دلیل عدم ماندگاری آثار الان ، نبود خواننده خوب است . نباید از انصاف دور بود ، چند خواننده ی با درک و شعور حتی در بین نسل جوان داریم که معمولا روی آثارشان دقت دارند .

شما از معدود موزیسین هایی هستید که شعر و ترانه را از نظر علمی و تکنیکی به درستی می شناسید و روی هر ترانه ای موسیقی نمی گذارید ، معیارها و فاکتورهای یک ترانه ی خوب را در چه می دانید

جواب این سوال را بیشتر از ترانه سرایانی که در خدمتشان بوده ایم باید پرسید . صاحبنظران انگشت شماری هستند که در باره ی ترانه می توانند نظرات مناسبی ارائه دهند ، بنده فقط به عنوان یک آهنگساز ، گاه لازم دیده ام مواردی را به ترانه سراها بگویم . دوره ای بود که یادش به خیر من و یکی از دوستان عزیزم " نیما وارسته " که هم موزیسین و هم صدابردار است می نشستیم و کلماتی را که در ترانه ها خیلی واقعاً دستمالی و چندش آور شده را یا هم می انداختیم و کلی می خندیدیم ، مثلاً هُرم نفس ! ... اطلسی !! بلافاصله بی کسی !!! ... بی کسی !! بلاقاصله دلواپسی !!! ... اقاقی (در انواع مختلف) و ... یادم نیست حدود 70 یا 80 کلمه ی بدبخت که در چنگال ترانه سازها اسیر شده بودن را شناسایی کرده بودیم و کلی باعث خنده می شد . می خواهم یک روزی این فهرست را جایی ارائه کنم !

به عنوان یک تنظیم کننده ی صاحب عنوان و توانا ، یک تنظیم خوب را چگونه می دانید

نظر من این است که تنظیم خوب باید اولاً کمک کند که لحظات زیبای یک ملودی ، زیباتر شنیده شوند و لحظاتی هم که از لحاظ ساختاری یا حسی اگر ضعف دارند ، تنظیم باید نقش پوشاننده این ضعف ها را داشته باشد . دوم اینکه تنظیم کننده نباید با فنون پیچیده ی هارمونی (البته اگر در این روزگار به تعداد انگشتان دست ، مردی در این میدان پیدا شود!) ، زیبایی های ملودی را تحت اشعاع قرار دهد ، زیرا دیده شده است که گاه تنظیم کننده ها شاید اندکی خودخواهانه عمل می کنند و ملودی زیر سلطه ی تنظیم قرار می گیرد . البته خدا را شکر الان اکثر تنظیم های پاپ خلاصه شده به یک ریتم و باس و پد و یک گیتار آکورد یا آکورد سینتی و حداکثر یک ساز سلو !!!

حرف پایانی و پیامی که برای علاقمندان به موسیقی داری و ...

سخن آخر این که بر و بچه هایی که عاشق موسیقی و حرفه های مرتبط هستند کاش پیش از اینکه واژه ی هنرمند را به خودشان سنجاق کنند ، بروند کلی آثار مختلف موسیقی از دهه های پیشین موسیقی ایران و جهان را بشنوند ، مطالعه کنند ، شعر بخوانند ، با ترانه سرایان هم صحبت شوند ، بروند چهار تا سوال از اهل فن در مورد کارشان بپرسند . به خدا یاد گرفتن چند آکورد روی گیتار یا ارگ دردی را دوا نمی کند ، اصلاً بحث من سواد دانشگاهی خشک و خالی نیست ، تحقیق کنند ، گوش کنند ، مطالعه کنند و یاد بگیرند و بعد جرأت ارائه اثر پیدا کنند . مطمئن باشند ضرر نمی کنند .  

مهدی موسوی حسین فاضل آهنگساز

مهدی موسوی، حسین فاضل

/ 0 نظر / 7 بازدید