افشین یدالهی گفتگو

افشین یدالهی : دنبال شهرت خوانندگی نیستم

مصاحبه با دکتر افشین یدالهی – ترانه سرا

 زندگی نامه افشین یدالهی :

دکتر افشین یدالهی بی شک یکی از پرکار ترین ترانه سراهای چند سال اخیر کشور است ضمن اینکه حضور مستمر او صدا و سیما و مشخصاً تیتراژ های پایانی سریال های درجه یک  تلویزیون از او یک ترانه سرا ی شاخص و قابل اتکا ساخته است ، من ایشان را از جلسات مدون ترانه ی فرهنگ سرای ابن سینا می شناسم  و همیشه رفتار و شیوه ی برخورد او با ترانه سراهای دیگر برایم جالب بود ، از او تا به حال ترانه های تاثیر گذار و خاطره انگیزی شنیده ایم که از آن جمله اند ، تیتراژ سریالهای : مسافری از هند ، میوه ی مممنوعه ، شب دهم ، مثل هیچ کس ، برای آخرین بار ، پاتوق (با صدای خودش ) غریبانه ، عشق گم شده ، مجموعه نمایشی نیمکت  و .... ، لازم به ذکر است تا کنون ، احسان خواجه امیری ، علی رضا قربانی ، فتحعلی اویسی ، حامی ، محمد اصفهانی ، علیرضا عصار ، خشایار اعتمادی ، امیر حسین مدرس و ... ترانه های او را خوانده اند . او هم اکنون مدیریت جلسات خانه ی ترانه سرایان را نیز بر عهده دارد و مجری چند برنامه ی رادیو و تلویزیون است . گفتگویی با او داشته ام که در زیر می خوانید .

 

- از خانه ی ترانه بگویید ، چند وقت پیش شاهد بودم بعضی ها به شیوه ی نقد در این جلسات اعتراض می کردند ؟

جلسه ی خانه ترانه مدتی است از فرهنگ سرای شفق به کانون نویسندگان انتقال یافته و ما در آنجا میزبان ترانه سراها هستیم ، در رابطه با نقد هم باید بگویم اکثر ترانه سراها ظرفیت نقد را دارا هستند اما بعضی وقتها بعض ها می آیند می گویند من ترانه ای خواندم و نقد تندی بر آن شد و یا اینکه شما چرا می گذارید یک سری از ترانه سراها تنها در مورد آثار ارائه شده صحبت کنند ؟  اما خود شما که حضور مداومی در جلسات دارید دیده اید در جلسات خانه ترانه مهم این است که یک شخص کارش خوب باشد ، البته اخلاق هم مهم است که باید نقد ها مودبانه باشد.

 

-          ترانه باید به جامعه نزدیک شود یا جامعه به ترانه ؟ جامعه باید دنبال ترانه بدود یا ترانه دنبال جامعه ؟ ما بارها دیده ایم شعر های پیچیده و بسیار با مفهوم وقتی به اجرا در آمدند با استقبال رو به رو نشدند در مقابل آثار بسیار ضعیف که اصلا ً‌وارد حوزه ی شعر نمی شدند با موزیکی مناسب مدتها زمزمه شدند ، چرا ؟

من خودم به جمع بندی کاملی  در این زمینه نریسیده ام . ترانه در واقع یک هنر به روز است و به کلام روز جامعه باید آگاهی داشته باشد . نمی گویم باید دنبال رو جامعه باشد اما باید کلام روز را بشناسد ، البته من خودم در هر دو عرصه تلاش می کنم  اما بعضی وقتها کلامی که پیچیدگی هم داشته با استقبال مخاطب رو به رو شده مثل ترانه ی "شب دهم " یا  " مدار صفر درجه " وقتی من تیتراژ "مدار صفر درجه"  را می نوشتم فکر می کردم فقط مخاطب خاص پیدا کند و این به آن خاطر بود که کلام و موسیقی سنگین بود ، هر چند سریال هم توانست کمک زیادی به آن ترانه کند اما وقتی کلام  مدار صفر درجه را می گفتم فکر نمی کردم که طرفداران زیادی پیدا کند و حتی در سنین مختلف مخاطب داشته باشد . این فضا قابل پیش بینی نیست ، خیلی وقتها در یک آلبوم همه فکر می کنند فلان ترک با استقبال رو به رو شود اما بعد از ورود آلبوم به بازار همه می بینند یک ترک دیگر مورد استبال قرار گرفته . در نهایت برای این که ترانه ای موفق شود فاکتور های متعددی دست به دست هم می دهد اما آن چیزی که مشخص است این است که موضوع باید موضوع به روزی باشد و از پیچیدگی بیش از حد که برای فخر فروشی است باید اجتناب کرد و این بزرگترین ضربه را به ترانه می زند و اگر از تکنیکی استفاده می کنیم باید در جهت تاثیر گذاری آن ترانه باشد . در غیر این صورت ممکن است مخاطب دور شود هر چند خودش هم نداند که چرا فاصله گرفته  و فضای دیگری که من به تجربه به آن دست یافتم این است که اگر ترانه ای را بدون وزن و شبیه به صحبت کردن روزمره بخوانید هیچ تفاوتی بین زبان گفتار و آن ترانه نباشد . نه ارکان جمله جا به جا شود و نه استعاره ها و تصویر سازی ها تغییر کند . این می تواند به اثر صمیمیت ببخشد و این همان سهل و ممتنع گویی است .

 

-          در رابطه با تیتراژ صحبت کردید ، چند تیتراژی از شما دیدیم سریال های ماه رمضان را عموماً کار کردید و عموماً‌هم موفق بوده اید . این اواخر هم دیده ایم خودتان دست به کار شده اید و خوانندگی یکی از ترانه هایتان را در تیتراژ سریال "پاتوق" بر عهده گرفته اید . این به آن دلیل بوده که از اجرای خوانندگان دیگر راضی نبوده اید ؟ این را هم بگویم که بارها دیده ایم عدم نا هماهنگی بین آهنگ ساز و ترانه و یا خواننده یک اثر موفق را تبدیل به یک ترانه ی ضعیف کرده است . و آن صدا نتوانست بار ترانگی اثر را به دوش بکشد . اینها باعث شده که آن ترانه نتواند حقانیت خود را ابراز کند .

قطعاً‌همه ی عوامل اعم از ترانه سرا ، خواننده آهنگ ساز و حتی صدا بردار و نوازندگان تاثیر دارند در نتیجه کار ، حالا هر کدام از این عوامل کار خودشان را درست انجام ندهند در این صورت باعث زمین خوردن کار می شود . داستان ورود من هم به عرصه ی خوانندگی یک اتفاق بود و در آنجا آقای کرامتی کارگردان آن سریال  به من پیشنهاد کردند که آن قطعه را اجرا کنم . گویا ایشان در سریال نشانی زمانی که قرار بود ملودی را چک کنند با خواننده من آن را زمزمه کردم و دیدند صدایم خوب است .

 

-          شنیده ام آقای کرامتی  گفته بودند اگر آقای یدالهی این قطعه را اجرا نکنند من این سریال را نمی سازم .

بله ، ایشان یا برای من یک دسیسه ای چیده بودند (با خنده ) و یا به من لطف داشتند . به هر حال ایشان گفتند تست  بدهم و از نتیجه ی آن تست استقبال کردند و بعد گفتند خودت باید بخوانی . من برنامه ای برای خوانندگی ندارم ، ضمن اینکه این کار خودش یک ریسک بود ، من یک ترانه سرا هستم و از طریق ترانه در فضای پاپ حضور دارم ، دنبال شهرت خوانندگی هم نیستم ، اگر هم قرار باشد ترانه ای را بخوانم مطمئنا ً‌ در رقابت با بازار پاپ نیست و اگر روزی خواندم آن ها همان ترانه هایی هستند که خوانندگان آن شعر ها را اصولاً ‌نمی خوانند و در واقع من آن شعر ها را دوست دارم و شاید آنها مخاطب عام نداشته باشند و به دلیل رقابت سنگین در بازار خواننده آن را اجرا نکرده است .

 

-          تفکیک کردن شعر از ترانه ممکن است بزرگترین ضربه را به ترانه وارد کند ، زیرا آن را از تخیل تهی میکند ، نظر شما در این رابطه چیست ؟

ما می گوییم ترانه پیشتر از صورت های دیگر شعری به وجود آمده اما این دلیلی نمی شود که بگوییم از هم جدا هستند ، شعر جزئی از ترانه است و نمی توان آن را تفکیک کرد البته کلامی که با موسیقی بتواند بیامیزد ترانه است . هر شعری که بتواند با موسیقی خوانده شود (حتی اگر سپید باشد) می تواند تبدیل به ترانه شود . ما غزل هایی داریم که با موسیقی مناسب توانسته اند تاثیر گذار باشند . به طور مثال آقای بهمنی . وقتی ما این نمونه های واضح را می بینیم نمی توانیم بین این دو فاصله ای قائل شویم .

 

-          برای ترانه تعریفی دارید ؟

فکر می کنم هنوز تعریف جامع و مانعی برای ترانه وجود نداشته باشد ، یعنی تعریفی کنیم که چیزی خارج از آن در آن نگنجد و چیزی که در درون آن است قطعاً ترانه باشد و نه چیز دیگر . پس این هم حتی می تواند دلیلی بر عدم تفکیک بین شعرو ترانه باشد . چون ما نمی  توانیم چیزی را تعریف کنیم  پس تفکیکی هم بین آن چیز و چیز دیگر نمی توانیم قائل شویم . 

لزوماً وزن ترانه هجایی نیست و لزوما ً‌هر ترانه ای بر اساس موسیقی ساخته نمی شود ، ضمن اینکه ما یک سری غزل ها و یک سری مثنوی هم داریم که وقتی موسیقی بر آن آمده است فراگیر شده و کارکرد ترانه ای داشته است . ممکن است متنی که بر پایه ی عروض نوشته شده با یک موسیقی مناسب کارکرد ترانه پیدا کند ، از آن طرف هم یک سری از کارهای ترانه ای هستند که به قصد ترانه بودن و موسیقی ساخته می شود و ترانه است حتی اگر بر پایه ی وزن ساخته نشده باشد . زمانی اشعار رهی معیری فاخر ترین نوع ترانه بود و امروز هم جزء  افتخارات موسیقی با کلام ماست او موسیقی و شعر را به درستی تلفیق کرد اما امروز این کلام ممکن است کارکرد ترانه ای نداشته باشد ، یعنی ترانه نه تنها در درون خود بلکه بر پایه ی مقتضیات زمان و زبان روز تغییر می کند و امروز اگر شخصی شبیه به معیری شعر بگوید کارکرد ترانه ای نخواهد داشت هرچند در زمان خودش از منابع ترانه بوده و هنوز هم منبع است و جزء افتخارات موسیقی ما محسوب می شود . ممکن است در زمان دیگری این کلام باز هم ماهیت ترانه ای پیدا کند .

 

 

-          من فکر می کنم این ترانه ای که هم اکنون در کشور وجود دارد چهره ی واقعی آن نیست ، من ترانه های قدرتمندی را دیده ام که هرگز اجرا نشدند ، ترانه هایی که می توانستند تاثیر گذار باشند . ترانه ی متفاوت ، ترانه ی آوانگارد ، شما میدانید چه زمانی قرار است به اجرا در آیند ؟

بله ، وقتی به ترانه های اجرا شده دقت می کنیم ، متاسفانه در اجرا ی موسیقی محدودیت هایی داریم ، یک زمانی رادیو محل رفت و آمد و تولید برنامه به وسیله ی بنان ، روح الله خالقی ، حسن کسایی ، جلیل شهناز ، قوامی ، مرتضی خان محجوبی ،  و ... بودند آن زمان می بینیم کارهای قدرتمندی تولید می شود  و به موسیقی بین المللی هم توجه می شود  توسط کلنل علی نقی وزیری  و روح الله خالقی و جهشی در موسیقی ما ایجاد می شود اما امروز چه کسانی جذب این رسانه ی پر قدرت می شوند ؟ یک سری آهنگ سازان و خوانندگان و افراد درجه دو و سه و اساتید بزرگی که ما در موسیقی داریم از سمت مسئولان رادیو خیلی مورد استقبال قرار نمی گیرند  مگر اینکه کنسرتی بگذارند . متاسفانه خود این افراد هم به خاطر اینکه کنار هم نمی توانند قرار بگیرند  و دیگر آن روند مختل شده است و هر کسی خود را یک استاد تمام عیار میداند به این دلایل این جمع محقق نمی شود .

ما در موسیقی سنتی هم همین را می بینیم یعنی اساتید از یک جا به بعد فقط از آبروی استادی خودشان هزینه می کنند و فقط کنسرت می گذارند و گذشته را تکرار می کنند . به این دلایلی که عرض کردم و محدودیت هایی که در موسیقی وجود دارد بسیاری از کارهای با کلامی که تا به امروز شنیده ایم آن پتانسیل واقعی موسیقی ما نبوده و به گوش مردم نرسیده است .نه موزیسینی آن چنان با این کارها ارتباط  برقرار کرده و حتی نمی شود آن ها را در آلبومی منتشر کرد ، از آن  طرف ممکن است این کلام مورد تصویب نهایی واقع نشود برای اینکه تبدیل شود به یک آلبوم موسیقی از آنطرف کنسرتش هم امکان پذیر نیست . مجموعه ی این عوامل باعث می شود که ما روی کاغذ ترانه های خوبی داشته باشیم ترانه های متفاوتی باشد چه از لحاظ پرداخت و چه از لحاظ موضوع  و خیلی ها ترانه های کشور های دیگر را دنبال کنند و شکل آنها بنویسند اما آنها هیچ وقت وارد بازار نمی شود البته بسیاری از کارها مصرفی ست ، من معتقدم آنها هم باید باشد اما این کالای مصرفی هم نوع درجه ی یکش نیست . امیدوارم روزهای خوبی در انتظار ترانه ی کشور باشد .

 

-         از شما ممنونم بایت این گفتگو .

 

دو شعر از افشین یدالهی :

 

وقتی گریبان عدم  ، با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را ،  پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را  ، در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را  ، با اشکهایم می چشید

من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود ونه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن ، دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا  ، از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم  ، شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و  عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این ، دیوانگی و عاقلی

 

 

 

 و شعر دوم :

مرز در عقل و جنون باریک است
کفر و ایمان چه به هم نزدیک است

عشق هم در دل ما سردرگم
مثل ویرانی و بهت مردم

گیسویت تعزیتی از رویا
شب طولانی خون تا فردا

خون چرا در رگ من زنجیر است
زخم من تشنه تر از شمشیر است

مستم از جام تهی حیرانی
باده
نوشیده شده پنهانی

عشق تو پشت جنون محو شده
هوشیاریست مگو سهو شده

من و رسوایی و این بار گناه
نو و تنهایی و آن چشم سیاه

از من تازه مسلمان بگذر
بگذر از سر پیمان بگذر

دین دیوانه به دین عشق تو شد
جاده ی شک به یقین عشق تو شد

مستم از جام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی

تهیه و تنظیم : مهدی موسوی

مهدی موسوی افشین یدالهی

دکتر حسن زاده ، سیامک بهرام پرور ، افشین یدالهی ، مهدی موسوی ، تابستان 87 ساری افتتاحیه خانه ترانه مازندران

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید