و اما تو ... که حتی ثانیه ای رهایم نمی کنی

خلاصه بهاری دیگر
بی حضور تو

از راه می رسد ...
و آنچه که زیبا نیست زندگی نیست
روزگار است
(شمس لنگرودی)


" همه چیز از طلوع خورشید شروع می شود و خورشید زندگی هر آدمی روزی طلوع می کند" سیزدهم مرداد روز طلوع من است . هر طلوعی را خورشیدیست که به اوج می رود و غروبی در پی ، طلوعی کسل کننده ، مثل آن روزهای کودکی که دلت نمی خواست تخت خوابت را رها کنی اما ناچار به مدرسه رفتن بودی ، در صبحی بی رمق و بی حوصله . به قول قیصر امین پور :

مردن چه قدر حوصله می خواهد
بی آنکه در سراسر عمرت
یک روز ، یک نفس
بی حس مرگ زیسته باشی !


در بهار تازه ی عمرم آرزو می کنم لحظه ای قلمم به تیرگی نرود و او که دست نوشته هایم را می خواند و یا می شنود روز به روز بر امیدش به روشنی افزوده شود چرا که همه ی ما بی برو برگرد این روزها به شدت نیازمند خورشیدیم ، در زادروزم مثل همیشه دلتنگم ، دلتنگ کودک بی گناهی که سالها پیش برای مدرسه رفتن بیدارش کردند و اما تو ... که حتی ثانیه ای رهایم نمی کنی .
امروز را استثنائاً لبخند می زنم :

شب دلوا پسی هامو بغل کن !
نذار غربت تو رو از من بگیره !
بیا تا با جنون رد پاهات !
خیابون حس برگشتن بگیره !

یه کاری کن که دستامون یکی شه !
که کوچه خالی از پاییز باشه !
تموم لحظه های سرد و تاریک !
برای من نشاط انگیز باشه !

مث برگشتن از فکر سفر باش !
مث آتیش تو قلبم شعله ور باش !
واسه این قلب خسته بال و پر باش !
کنارم هستی اما بیشتر باش ....


                         مهدی موسوی/ 13 امرداد 88

/ 70 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیتکا

درود اگر باران ببارد عطش تشنگی آسمان فرو کش می کند ؟ "مرا از رمضان تا عشق پیامبری کن" با ارادت[گل]

علی ایلیا

امروز را استثنا لبخند میزنم! قشنگ بود رفیق! با یه ترانه ی جدید به روزم....منتظرم!

محمد مبلغ الاسلام

سلام کروموزوم های نامادری بدجنس با "" نقد مجموعه ی شعر " آن ها " فاضل نظری "" و 2 شعر به روز است. "محمد مبلغ الاسلام"

محمد مبلغ الاسلام

سلام کروموزوم های نامادری بدجنس با "" نقد مجموعه ی شعر " آن ها " فاضل نظری "" و 2 شعر به روز است. "محمد مبلغ الاسلام"

مهدی آرام نژاد

به نام خدا برایم یک شعر بگو! ترانه باشد! با قافیه های در هم ریخته! یک شعر شعر ژولیده برایم بگو! شعری ژنده پوش! از کوچه های پر خبر شهر! وقتیکه از جمعیت تنگ میشود! برای وجوه معنا! اقای موسوی! برای خواندنمان! برای آوازمان! برای ترانه ی ما! شعر بگو! / یا علی

شیوا آبا

حــرف نانوشته که می شود،یاد "تـــــو" می افتم و یادِ نانوشتـــه هایی که کنار خــودکارم به خواب رفته اند

امین پورصباح

با درود اول و آخر : با تبریک روز "وبلوگ نویسی " به شما همراه عزیز با "قرن ما . . . " به روزم پاینده و پر اندیشه

مهدی مقامی

من مهدی مقامی هستم بیش از هفت ساله که ترانه مینویسم خوشحال میشم اگه منو لینک کنید

sanam

che zibast ahsant