نقد تئاتر زاویه / مقاله

حاشیه ای بر تئاتر زاویه

به کارگردانی میثم زندی

 

 

وقتی مرد عینکی با چهره ای مرموز وارد سالن شد ، در ابتدا جمعیت او را یکی از تماشاچیان پنداشتند ، اما او وارد صحنه شد پیرزن را از خواب بیدار کرد و نمایش دیگری از کارگردانی جوان آغاز شد .

بله ، تئاتر زاویه به کارگردانی میثم زندی  از تاریخ 17/6/86  الی 21/6/68  در سالن آمفی تئاتر اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نوشهر بر روی صحنه رفت . نکته ی جالب در رابطه با این اثر هنری استفاده از نمایش نامه ی غلامحسین ساعدی بود که از بزرگترین نویسندگان داستان کوتاه و نمایشنامه ی کشور است . در این اثر هنری حدود 12 بازیگر حضور داشتند که عموماً تیپ های موجود در جامعه بودند . مرد عینکی نماد انسانهای زیرک و مرموز ، خبرنگار نماینده ی قشر خبرنگاران !! ، فیلسوف نماد روشن فکران و مرد سبیلو و شاعر و ... نیزبه همین ترتیب .  سن از چند صندلی ، یک الاکلنگ ، یک سطل زباله ، چند لاستیک کهنه ، سیم خاردار ، یک سکو و مقدار زیادی زباله که در محوطه ی سن ریخته شده بود تشکیل می شد . فضای روی سن و حال و هوای آن بیانگر محیط یک پارک بود که گروهی در گوشه ای از آن دور هم جمع شده بودند . الاکلنگ نماد فراز و نشیبهای روزگار و حتی میتواند نماد نابرابری های موجود در دنیای معاصر باشد . و سکو هم سمبل یک فرصت است ، فرصتی برای حرف زدن . گروه به سمت سکو هجوم می برند تا در مسابقه برنده شوند و سکو را از آن خود کنند . هر یک جلوی دیگری را می گیرد . اما وقتی خودش بالای تریبون می رود حرفی برای گفتن ندارد .

کاراکترهای این اثر دیالوگهایی را که عموماً شعارهای اجتماعیست در میان زباله ها بازگو میکنند اما هیچ کدام نمی دانند که برای چه و چطور در این مکان جمع شده اند . این هرج و مرج و سر در گمی که از محیط روی سن شروع میشود به دیالوگها و شیوه ی رفتاری شخصیتها نیز سرایت پیدا میکند و کاراکتر ها بدون اجازه وارد حرفهای هم می شوند جنجال میکنند و نمی گذارند هیچکس حرفی بزند .

تئاتر زاویه در حقیقت بیانگرنوعی اعتراض است ، اما به چه چیز مشخص نیست ، گاهی احساس میشود که متن غلامحسین ساعدی یا کارگردانی اثر نتوانسته است این جمعیت و حجم دیالوگ را در مدت زمان کوتاه رهبری کند ، اما وقتی به آثار قبلی کارگردان اثر و همینطور موالف نمایشنامه مراجعه می کنیم به این نکته پی می بریم که تمام این اتفاقها و بی نظمی ها حاصل یک فرایند از پیش تعیین شده است .

پرداخت مناسب کارگردان اثر این کمدی تلخ را به یکی از بهترین اجرا های چند ماه اخیر مبدل ساخته است . انتخاب بازیگرهای مناسب برای تیپ ها  را میتوان از جمله این پرداختها دانست بازیگران با گریمی مناسب در صحنه حاضر شدند  و گریمور این اثر نیز گویا گریموری حرفه ای بوده است . بازیگران در این اثر در حقیقت  ما به ازای بیرونی خود روی صحنه بودند . چیدمان صحنه نیز به نوبه ی خود جالب بود در عین حال که عناصر فیزیکی متعددی روی صحنه حضور داشتند اما صحنه شلوغ نبود . و این به خاطر نظمی بود که بین این عناصر فیزیکی وجود داشت . جالب تر اینکه کارکرد مناسبی نیز از آنها کشیده شد و تک تک این ابزارها کارماده های اصلی  نمایش را نیزتشکیل دادند .

 

البته حرکات اضافه در چهره و اعضای مرد سبیلو و مرد شماره ی 1 دیده می شد که من آن ها را در متن اصلی ندیده بودم و به اعتقاد من تنها برای به وجد آوردن جمعیت سالن بود .  شاید این حرکات برای جلوگیری از خستگی جمعیت نیز باشد .

کارگردان این اثر با تغییر و دست بردن به متن گهگاه فضای غالب در نمایش را که متعلق به چند دهه قبل از ادبیات کنونی کشور بود  ، امروزی تر می کرد . او دیالوگ ها را تغییر می داد و حتی به جای شاعر مرد شاعر زن را انتخاب کرد . به واقع کارگردان در بسیاری از موارد به کمک نمایش نامه می آمد و بعضی اوقات هم نمایشنامه به کمک کارگردان .  سوالی که سالهاست ذهن مرا درگیر خود ساخته است این است که چرا میثم زندی از نمایش نامه ی نویسندگان بزرگ کشور استفاده می کند ؟  آیا دلیل آن نشان دادن توانایی خود در مواجهه با متن های سنگین و فنی است ، یا استفاده از نام نویسندگان خوب . شاید هم او نویسندگان جوانتر را در حد و اندازه های خود و تئاتر خود نمی بیند . در هر حال چیزی که مشخص است اشراف کارگردان بر ادبیات و قصه است ، او ادبیات را خوب می شناسد چرا که تغییراتی را که در متن ساعدی داده است به جا و متناسب با فضای کل اثر بوده است و نه تنها از ارزش اثر نکاسته بلکه بر غنای ادبی اثر نیز افزوده است .

با تمام این اوصاف که در بالا عرض کردم و حال و هوایی که از جمعیت درون سالن در زمان اجرا به حقیر منتقل شد امروز میتوانم این ادعا را کنم که دیگر میثم زندی در تئاتر رفته رفته به نوعی  صدا تبدیل می شود . صدایی که جدا از سایر صدا ها در تئاتر کشور برای خود ماهیت جداگانه را جستجو می کند . امیدوارم این صدا در خدمت جامعه ی هنری ایران باشد .

ما نیز برای این مدرس دانشگاه و عضو رسمی  کانون تئاتر کشور آرزوی موفقیت میکنیم .

 

 

                                   با تشکر سید مهدی موسوی میرکلائی

                                                      نوشهر / 2007

 

 

 

/ 0 نظر / 8 بازدید