امیر توسلی / گفتگو

 

خاطرات استودیو پتو

ما اولین آلبوم نیو ایج را در کشور منتشر کردیم – گفتگو با امیر توسلی موزیسین

 

می‌گوید دوست دارد دوباره بچه‌ها را دور هم جمع کند و طرح‌های خوبی برای گروه دارد. بااینکه این‌روزها شدیدن درگیر آهنگسازی برای سینماست و یکی از آهنگسازان پرکار این حوزه است، اما فکر می‌کند با شوقی که دارد بعید نیست «پژواک» را دوباره راه بیندازد. گرچه می‌دانم این کار سختی‌ست و شاید فعلا در حد یک آرزو باشد. با امیر توسلی در مورد سال های ابتدایی دهه‌ی هفتاد، گروه موسیقی راک «پژواک» و استودیوی معروفش، استودیو پتو گفت وگو کردیم.

 

چه می شود که نسل شما که به واقع دومین نسل متصل به دهه‌ی پنجاه موسیقی ایران بود سراغ موسیقی پاپ رایج نرفت و به راک روی آورد؟

این‌طوری نبود که چون فقط راک گوش کردیم سراغ راک بیاییم، ما آن زمان هر موزیکی گوش می‌کردیم و پیگیرش بودیم و حتی طرفدارش. حتی امروز هم معتقدم که هرچیزی ای خودش را دارد. اما ماجرای ما این بود که اگر قرار است موزیکی کار کنم چیزی شبیه آن‌چه هست نباشد و از پیگیری این موضوع در علایق‌مان به موسیقی راک ختم شد. به تیپ‌های مشابه خودمان در نمونه های خارجی گرایش بیشتری داشتیم و به متقدمین‌مان در ایران که کوروش یغمایی و ... بودند. حتی گروه های دیگری مثل بلک کتز و فریندرز و هم بوندن که در استاندارد بسیار خوبی در سال‌های قبل از انقلاب راک می‌زندند. به هرحال علاقه‌ی شخصی خودم باعث شد که به این سمت بیایم.

از کی «پژواک» راه افتاد؟

قبل از پژواک گروهی داشتیم که در ابتدا اسم نداشت و موسیقی‌مان هم باکلام بود. شاعر و خواننده‌ی کارهای شاهکار بینش‌پژوه بود و کنسرت های مختلفی هم مثل کنسرت در هتل هایت برگزار کردیم. آرش رادان و کسری سبکتکین که اولین کارش را با ما زد عضو این گروه بودند. ما کنسرتی در هتل هایت گذاشتیم که کاوه یغمایی و ... نیز بودند. البته پوسترهای ما بیشتر به اسم شاهکار منتشر می‌شد. مدتی گروه به همین منوال ادامه می داد که درنهایت مسیر ما و شاهکار از هم جدا شد و من، فرزاد فخرالدینی، نوید ذوالفقار، آرش رادان، میلاد زنده‌نام و ... شدیم یک گروه تازه. برادرم حمید توسلی هم بود. البته در کنسرت هایمان افراد دیگری هم به گروه اضافه و کم می‌شدند که الان در موردشان حضور ذهن ندارم. تا مدتی معمولا توی کنسرت‌ها من پایین می‌ایستادم و روی استیج نمی‌رفتم.

چرا؟

بیشتر ترجیح می دادم بشنوم و ایرادات موسیقیایی گروه را در بیاورم. از آن پایین بهتر متوجه ایرادات کار می‌شدم. البته در مواقع ضروری هم روی استیج بودم و معمولا هم درام می‌زدم.

شکل کارهایتان چطور بود؟

مدل کاری‌مان این‌طوری بود که یک نفر یک تمی را در می‌آورد و باقی گروه شروع می‌کردند به کار کردن روی آن تم. همه چیز هم در نهایت از فیلتر من رد می‌شد و به نوعی تنظیم‌کننده‌ی قطعات هم بودم. بعدها کنسرتی گذاشتیم که تهیه‌کننده‌‌ی کنسرت بابک چمن‌آرا بود و بعد از آن آرش رادان از ما جدا شد و با این اتفاق ترکیب گروه به هم خورد. کسری که مدتی با ما نبود دوباره به ما اضافه شد و میلاد هم به‌جای آرش گیتار می‌زد. تا آخرین روزی که گروه فعالیت می‌کرد به این منوال بود. تا سال 81 فکر کنم این‌طوری ادامه دادیم.

آلبومتان چطور شکل گرفت و منتشر شد؟

ما دو آلبوم کار کردیم که یکی از آن‌ها شبیه آلبوم اول اوهام بود و هم‌زمان با آن. درحالی که هیچ‌کدام از ما دو گروه خبری در مورد این اشتراک نداشتیم. وقتی این موضوع را فهمیدیم دیگر ما آلبوممان را بیرون ندادیم، ولی آن ها منتشرش کردند. اسم آلبوم ما مست و دیوانه بود که اشعار مولانا را می‌خواندیم. فرق کار ما با اوهام این بود که ما راک قدیمی‌تری را ارائه می دادیم. بعد هم که در سال 76 یک آلبوم موسیقی بی‌کلام کار کردیم و سال 78 منتشر شد.

آلبوم بی‌کلام‌تان هم راک بود؟

بیشتر نیوایج بود. آلبوم‌ها همه‌جور موزیک داشت. اما اجراهای صحنه ای‌مان راک بود. ما یک خط قصه‌ی کلی را مبنا قرار می دادیم و براساس آن موزیک‌ها تغییر پیدا می‌کرد. آلبوم منتشرشده‌مان اولین آلبوم نیوایج بود و بعد از آن‌هم کسی آلبومی به این شکل منتشر نکرد.

توی آن شرایط خاص ابتدای دهه‌ی 70 این‌همه انگیزه را از کجا داشتید؟

برای ما اتفاقات گوناگونی افتاد که بعضا بیرونی یا درونی بود. در آن زمان هنوز اینترنت وجود نداشت و این همه ارتباطات نبود. ما یک بخشی از موزیکمان را خودمان کشف می‌کردیم. فروشگاه‌های موسیقی فقط بتهون و اسکندری بودند که آن ها هم معمولا باخ و موتزارت و .. داشتند تا موزیک راک. حتی همین باعث شد تعدادی از کارهای بتهون را برای موزیک راک تنظیم و اجرا کنیم. به هرحال امکانات امروز وجود نداشت، الان به راحتی می‌توانی از اینترنت نت و لیریکس کل کارها را پیدا کنی یا بگویی از خارج برایت بیاورند. زمان ما مهمترین چیز این بود که خودمان همه‌چیز را کشف می‌کردیم. این سخت و دلنشین بود. به‌طور مثال من یک درام ساخت 1969 داشتم و یک درام هم شاهکار داشت. همین! تازه توی کنسرت آخرمان بود که من یک درام جدید خریدم. حالا هرشرکتی که بگویی توی ایران نمایندگی دارد یا محصولاتش به راحتی قابل دسترسی‌ست. مرکز موسیقی ما در آن زمان بهارستان بود و جمهوری، آن‌ها هم چیز خاصی نداشتند و هرچه بود یک ساز قدیمی به‌درد نخور بود!

تهران او‌ه‌نیو چطور پیش آمد؟

پیشنهاد این برنامه از احسان گرشاسبی بود. یک‌روز جلوی در بتهون احسان این طرح را با من در میان گذاشت و بعد هم آن را به بابک چمن‌آرا گفتیم. بابک گفت که بنا داشت چنین کاری بکند و بسیار استقبال کرد. یک تیم چهار، پنج نفره شدیم که چیدمان برنامه های فستیوال را مشخص کردیم. هدف اصلی ما هم این بود که بفهمیم چه کسانی کار راک می‌کنند، ان ها را کنار هم جمع کنیم و قوت و ضعف‌شان را بسنجیم. فراخوان به صورت اینترنتی بود و البته مراکز عمده‌ی پخش موسیقی مثل همان بتهون. تقریبا 40 گروه را شناسایی کردیم، از بین‌شان 20 گروه انتخاب شدند و سه استودیو مشخص شدند که هرکدام هفت قطعه را ضبط و تولید کنند. یکی از استودیوها استودیوی ما، استودیو پتو بود و قرار بود علاوه بر ضبط توی تنظیم ها هم این گروه ها را کمک کنیم. شاخص‌های آن دوره 127، امرتات و .. بودند که توی استودیوی من کارشان را ضبط کردند. خوشحالم که حالا هرکدام از این افراد به نوعی در کار خودشان موفقند.

پشه هم در همان مسابقات بود؟

بله. البته کارش مستقل بود و در هیچ کدام از سه استودیو ضبط نشده بود. آن‌ها آن سال اول شدند. در دور دوم این مسابقات دیگر حضور نداشتم.

جایزه‌های دور اول چی بود؟

قرار بود آلبوم گروه‌های برتر را جمع کنیم و برایشان کنسرت بگذاریم.

چطور بود که در آن دوره‌ی سختگیری برای موسیقی این‌قدر راحت برنامه گذاشتید و اجرای استیج داشتید؟ حتی گروه «پژواک» هم همینطور.

عمده‌ی فعالیت های ما از سال 73،74 شروع شد اما کنسرت هایمان بعد از 76 بود. بعد از دوم خرداد تا سال های 79،80 همه‌چیز خیلی خوب بود. اما بعد از آن سخت‌گیری ها شروع شد و مجوزها و سالن‌ها به سختی داده می‌شدند. سالن ایده‌آل ما سالن حرکت بود که ظرفیتش برای اجراهایی مثل ما یا حتی برای کاوه (یغمایی) عالی بود. ما می‌توانستیم چند شب پشت سرهم این سالن را پر کنیم، اما سالن های بزرگ‌تر قطعا چند شب پر نمی‌شد، کوچکتر هم که به دردمان نمی‌خورد. نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که دیگر این سالن را برای اجرای موسیقی ندادند.

خیلی ها می گویند استودیو پتو تا مدتی بهترین محل برای تمرین گروه های مختلف راک بود.

بله. حتی فردی مثل کاوه هم تمرینات اولیه اش را در منزل من انجام می‌داد. خیلی  گروه های دیگر هم همین‌طور. من به نوعی ساپورت‌کننده‌ی گروه‌های راک بودم و مکان تمرینشان را در اختیار می‌گذاشتم. (می خندد)

استودیو پتو خانه‌ی خودت بود یا خانه‌ی پدر و مادرت؟

پدر و مادر.

خوب این‌ها از شنیدن سروصداهای عجیب و غریب اذیت نمی‌شدند؟

منزل ما دوطبقه بود که یکی از طبقات شده بود استودیو پتو. البته آن منزل دیگر وجود ندارد و جای خودش را به یک خانه‌ی چند طبقه داده است، قسمت عمده‌ای از خاطراتم هم با تخریب استودیو پتو تخریب شد!

برنامه‌ای برای آینده‌ی گروه داری؟

به شخصه معتقدم که سال‌های آینده برای موسیقی راک ایران خیلی خوب خواهد بود، یعنی این‌بار نوبت موسیقی راک است. گروه ما هم که منحل نشده است، فقط هرکدام از بچه‌ها یک جای دنیا مشغول کارهای خودشان هستند و هر از گاهی به بهانه ای دور هم جمع می‌شوند. باید این بهانه‌های را بیشتر کنیم. خود من یک‌سری طرح‌ها دارم که فکر می‌کنم بشود یک کاری کرد. مهم جمع شدن بچه‌ها دور هم است.

 

 

تهیه و تنظیم : میثم یوسفی

     

 

 --------------------------------------------------------------

  * چاپ شدهدر نشریه ی ارمغان فرهنگی / تیر و مرداد 88

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید