ترانه ی ما

وب نوشته ها و ترانه های مهدی موسوی

سه ترانه ,‌ سه ترانه سرا
نویسنده : مهدی موسوی - ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٦
 

با سلام

 

در این پست ترانه ی ما مواجه می شوید با :

۱. سه ترانه از ترانه سرایانی که برای من بسیار قابل احترامند

۲. یک شعر سپید از من

۳. یک ترانه اجرا شده از من  و معرفی آن

۴. خبر ی در رابطه با سایت پیله های شیشه ای

 

 

 

 

 

ابتدا سه ترانه از یغما گلرویی ،‏ نیلوفر لاری پور  و  افشین یدالهی  که به جز یغما ی عزیز دو ترانه سرای دیگر در کتاب من ترانه هایی را نیز دارند :

 

 

 

 

 

 

 

 

غصّه‌ها رُ خط‌ بزن‌ ! من‌ دیگه‌ فکرِ شادی‌اَم‌ !
فکرِ رقصیدن‌ تو این‌ سلّول‌ِ انفرادی‌اَم‌ !
داره‌ با تو حس‌ِ تازه‌یی‌ میاد سراغ‌ِ من‌ !
حس‌ِ پُل‌ زدن‌ به‌ رؤیا ! شوق‌ِ زیرُ رو شُدن‌ !
شوق‌ِ پاره‌ کردن‌ِ پیله‌ی‌ نامریی‌ِ شب‌ !
شوق‌ِ آتیش‌ زدن‌ِ رخت‌ِ بُلندِ میرغضب‌ !

من‌ُ از این‌جا بِبَر تا خونه‌ی‌ آزادی‌ !
تا فَلَک‌ کردن‌ِ ارباب‌ وسط‌ِ آبادی‌ !

بیا قانون‌ِ شب‌ُ با هم‌ بذاریم‌ زیرِ پا !
غصّه‌هات‌ُ خط‌ بزن‌ ! بذار عَوَض‌ شه‌ این‌ هوا !
دیگه‌ طاقت‌ ندارم‌ ، چشمات‌ُ گریون‌ ببینم‌ !
نمی‌خوام‌ دُنیا رُ از روزن‌ِ زندون‌ ببینم‌ !
دستام‌ُ بگیر تا این‌ قفلای‌ بسته‌ وا بشن‌ !
خنده‌ رُ یادم‌ بیار ، حتّا شُده‌ توی‌ کفن‌ !

من‌ُ از این‌جا بِبَر تا خونه‌ی‌ آزادی‌ !
تا فَلَک‌ کردن‌ِ ارباب‌ وسط‌ِ آبادی‌ !

 

 

 

 

 

 

 

                                              ترانه سرا : یغما گلرویی

 

 

واسه‌ی شکستن غرور من
تو بدون که اولین بهانه‌ای
واسه این شب که تمومی نداره
آخرین فرصت عاشقانه‌ای

 

خط بکش رو همه‌ی ترانه‌هام
این غرور سنگیو ازم بگیر
می‌خوام از تو به خودم پل بزنم
بزار گم شم توی بهت این مسیر

 

اگه با اشاره‌ی تو می‌شکنم
اگه روحمو به آتیش می‌کشم
تو بدون که عاشقم اما هنوز
من همون کوه بلند سرکشم

 

تو به من دروغ بگو اما بدون
که وجود من یه دنیا خواهشه
تو به من دروغ بگو اما نرو
شاید این دروغا باورت بشه

 

خنده‌هات دلیل بودن منه
واسه من همین بهانه کافیه
نمی‌خوام راس راسی عاشقم بشی
یه دروغ عاشقانه کافیه

                                   ترانه سرا :   نیلوفر لاری پور

 

 من با تو بودم ... 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وقتی که چشمت تنهای تنها تو بستر اشک خوابش نمی برد

من با تو بودم اما ندیدی

 

وقتی خیالت پروانه می شد تا شعله میرفت اما نمی موند  

 

من با تو بودم اما ندیدی 

 

شبی که در قفس  وا بود وتو می تونستی بری و آبی بشی 

 

دست کم تا لب تاریکی بیای....... مثل یه حادثه آفتابی بشی

 

موندی وحتی رو اسم  پرواز هم  خط کشیدی

 

برای رفتن  

 

من با تو بودم اما ندیدی

 

وقتی که چشمات غیر از نگاهت آیینه هم داشت

 

وقتی  نگاهت تا بی نهایت یه لحظه کم داشت

 

چشم انتظار اون لحظه بودم

 

آیینه دار اون لحظه بودم

 

اما ندیدی...............

 

من با تو بودم اما ندیدی

  

 

                              ترانه سرا : افشین یدالهی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و شعر سپید :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از لای انگشتانت ریخت دلتنگیت / دل شعرهایت سوخت

به حال کلماتی که از سیگارت می ریخت

روی موازی خطوط / دل سیگارت سوخت

و سوته هایش ریخت روی موازی خطوط / سوخت /

کلماتی که روی ریلهای موازی

یا می رفتند یا می ماندند

و دود می شدند / در امتداد دودی که از سیگار بلند شد

و کشیده شد /  در شعرت / و سوته های سیگارت ریخت روی کاغذ

در یکی از ایستگاه های همین شعر پیاده شدی

با چمدانی که تمام تو بود / و قاب عکسی که می خندیدی

در قاب عکس دور شدی / و به من رسیدی

صفحه عوض شد / به راه افتاد / روی موازی خطوط می سوخت شعر هایت

اما منتظر بودند کلملت / در ایستگاه /

...

 

سوت کشید / رفت / من منتظر بودم / با شاخه ای گل سرخ

صفحه عوض شد تو رسیدی  و من ایستادم /  تو رسیدی و من سوختم

با خاکستر همین شعر

توی زمستان موازی / روی ریلهایی که می سوزند و نمی روند

دردستهایت /

سوته های سیگارت / ریخت توی شعرت

توی شعرت ...

 

 

 

 

موسیقی که هم اکنون در وبلاگ می شنوید را اینگونه معرفی می کنم : 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بارون روی اسکله

 

داره به موجا میرسه ‏ ‏‏‏،  یه قایق رو به غروب

نشسته روی ماسه ها ‏ ، یه عاشق رو به غروب

 

 

 

یه قلب تنها و غریب ‏ ،  روتن ماسه می کشه

قلبی که موجا بردنش ، تا اینجوری تنها بشه

 

 

 

حس غریبیه برام ،  ترانه های تر تو

رو سر موجا میکشی ، دست نوازشگرتو

 

 

 

غروب دریا واسه من وقت گرفتن دله 

 تو روزی که بند نمیاد ‏، بارون روی اسکله

تنها برام یه خاطرست ، لحظه ی خندیدن تو

از عمق جونشون میخوان ، چشمای من دیدنتو

 

 

 

می خوام که فریاد بزنم ‏، گریه امونم نمیده

از ته دل داد بزنم ، گریه امونم نمی ده

 

 

 

بارون روی اسکله ،  تو رو به یادم میاره

غروبه و نبودنت ، اشک منو در میاره

 

 

 

غروب دریا واسه من وقت گرفتن دله 

تو روزی که بند نمیاد ‏، بارون روی اسکله

تنها برام یه خاطرست ، لحظه ی خندیدن تو

از عمق جونشون میخوان ، چشمای من دیدنتو

 

 

 

 

 

می خوام که فریاد بزنم ‏، گریه امونم نمیده

از ته دل داد بزنم ، گریه امونم نمی ده

 

 

 

بارون روی اسکله ،  تو رو به یادم میاره

غروبه و نبودنت ، اشک منو در میاره

 

 

 

غروب دریا واسه من وقت گرفتن دله 

تو روزی که بند نمیاد ‏، بارون روی اسکله

تنها برام یه خاطرست ، لحظه ی خندیدن تو

از عمق جونشون میخوان ، چشمای من دیدنتو

 

 

 

 

خوانند گان : میثم و مهدی قلیپور

ملودی ساز : پیمان حاجی زاده

تنظیم : جواد جعفرزاده

ترانه سرا : مهدی موسوی میرکلائی

 

این قطعه موزیک را از طریق سایت های موزیک میتوانید بشنوید.

 

 

 

 لخخلمث

غشاخخ

 

 

 

سایت  پیله های شیشه ای نیز این شما ره با ترانه ، اخبار روز ترانه ی کشور ، مقاله و مصاحبه های جالب منتظر حضور شماست . حتماَ سر بزنید.


 
comment نظرات ()