پیرامون موسیقی زیر زمینی و معنای آن در جهان و ایران با برنامه ی تب خوانندگی شبکه ی 1 مصاحبه کردم که جمعه پخش شد. آن جا ابتدا مفهوم زیر زمین را تعریف کردم و بعد توضیحی در مورد موسیقی زیرزمینی ایرانی ارائه دادم و گفتم بین معنای متداول هنر زیرزمینی جهان و ایران تفاوت هاییست. هنرمند زیر زمینی در دنیا شخصیست که خودخواسته و آگاهانه مخاطب را به کناری می نهد و بی آنکه اسمی از او میان آید به تولید اثر می پردازد. اما موزیسین زیرزمینی در ایران شخصیست که چون نتوانسته است مجوزی بگیرد و به جریان رایج و رسمی بپیوندد و یا این که مهم تر از همه نادیده گرفته می شود ناچار به صورت غیر مجاز به تولید و تکثیر قطعاتش می پردازد. بنا به تعریف من نامجو بسیار پاپولار تر از یک هنرمند رسمی مثل مانی رهنما ست. و این با تعاریف رایج موزیک underground به هیچ وجه همخوانی ندارد.
بخشی از این مصاحبه را به همراه گفتگوی دیگر دوستان آهنگساز و خواننده می توانید از این جا ببینید.

روزنامه روزگار مقاله ای از من در شماره 1554 خود کار کرد. با این عنوان : "شعر است دیگر" . این مقاله را می توایند این جا هم ببینید.

روزنامه ی نیم نگاه در ویژه ی ادبیات خود که با نام گمان منتشر می شود نقدی از من بر کتاب اخیر هادی خوانساری منتشر کرد با این عنوان : " قاچاق شعر از هاوانا به بندر عباس" . این یادداشت را می توانید از این جا بخوانید.

و از این ها مهم تر شعر که مدتیست دوباره با من طرح رفاقت ریخته :
....
چشم هایت گرد شود
قلاب بیندازی
مکث کنی
و بعد ترس به استخوان هایت برسد
شرابی جا افتاده
موهایی گندم گون
برکه تپق بزند
قطراتش را
لا به لای رشته موهایت
خواه بخواهی و خواه نخواهی
نخی نامرئی تو را آویزان خود کند
آن طور که سوزان آفتاب
قلیان حباب
فروزنده و عرق کشان
نه می کشدت و نه زندگی می بخشد
صیادی که خودت هستی
صدای به هم خوردنی بیاید
و تکان تکان بخوری
آن وقت آرام به خودت برگردی
آرام از ذره بین بطری
از آینه های آب
از زیستنی اندوهگین
گاهی لذتی که در تقلا هست
در مرگ نیست