تا کنون برخورد کرده اید با خواننده یا موزیسینی که از او درباره ی خواننده و قطعه موزیک تازه ای سوال کنید و او بگوید: نمی شناسمش، رپ می خونه ؟!، نشنیدم، من زیاد موزیک ایرونی گوش نمی کنم. حتماً یه کپی از اردلانه، اصلاً این جدیدیا رو دوس ندارم. یا : فقط توشون سیروان بد نیست و بنیامین؟ با اینا کار نکن وجهه تو خراب میکنن، یه فریدون میشناختم که اونم فروغی بود ؟!

من مواجه شده ام و بسیار نیز مواجه شده ام. البته با آن روی سکه نیزهم. جالب این جاست که هر چه موزیسین بزرگ تر بود و خواننده جا افتاده تر، پاسخش منشاء گرفته از
شناخت و معرفت بیشتری بود. گویی با چشمی جزء نگر موسیقی داخل را دنبال می کند. که دارد چه کار میکند و وقتی می پرسد با کیا داری کار می کنی؟ با آرامش خاطر میگویی فلانی.

احتمالاً
آدم ها سه دسته اند بعضا ها باکی ندارند که بگویند فلان خواننده دارد خوب کار می کند و برخی نیز ازاین مسئله طفره می روند، هر چند ته دلشان علاقه مند باشند و به قول یونان : "تا می رن خونه موزیک همون خواننده رو تند تند پلی می کنن" و برخی نیز آن قدر وانمود کرده اند بر این مسئله ی نمیشناسم و گوش نمی دم که باورشان شده است و به دایره لذایذ هنریشان خدشه وارد شده.

البته دغدغه ی این روزهایم این ها نیست. بیشتر دارم به این فکر می کنم:


...

کنارم یه رویاست یه احساس ناب
مث طعم بوسه، مث خواب ناز
چشام سمت نوره پی روزنه ست
پُره وسوسه س این درِ نیمه باز

اگه ممکنه شونه هاتو بیار !

که فکری واسه زنده بودن کنم
تو آغوش تو روح من سردشه
اجازه بده جسممو تن کنم

دلیلی ندارم واسه دلخوشی

عزیزم من این جوری بار اومدم
تو هم مثل من شو تو روزی که من
دیگه با شرایط کنار اومدم
...