اگر بگویم نمایشگاه کتاب امسال مطلوب بود مطمئناً راست نگفته ام. با چند بار سرک کشیدن به غرفه های مرتبط با ادبیات و شعر بیشتر به دیدار عزیزان شاعر و نویسنده نائل می شدم تا کتاب های به درد بخور.

اتفاقات پیش بینی نشده ای که برای نشر سخن گستر و دوستان غزل سرا پیش آمد هم در این بی حس و حالی بی تاثیر نبود و روی هم رفته خیر چندانی (جدای از چند کتاب خوب) از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران نصیب ما نشد.

 

البته اگر همزمان با نمایشگاه، به دیدن فیلم تازه ی دوست شاعرم بکتاش آبتین که در خانه ی سینما اکران شد دعوت نمی شدم شاید وضعیت الآنم متاثر از همان حسی بود که در مواجهه با غرفه ها به من دست داد. فیــــلم "پارک مارک" اثر بکتاش داستانی مسند گونه بود از زندگی شخصی به نام مارکار که به واسطه ی ارتکاب جرم های متعدد از ایالات متحده دیپورت شده بود و مجبور بود دور از خانواده در ایران زندگی کند. این دوری و البته اعتیاد و نیاز مالی برای گذران زندگی باعث شده بود سراغ صندوق های صدقه رود و با دزدی از این صندوق ها پول موادش را در بیاورد. سوژه ی جالبی بود و کاراکتر متفاوت مارک قصه را جالب تر هم کرد.

اگر فرصتی دست داد حتماً این فیلم را ببینید.