دوباره به چشمات دعوت شدم
نگاهت شروع یه آرامشه
بگیر دستمو توی دستات تا
گره های دنیای من وا بشه

چه عطری چه حسی چه رویایه !
که پیچده تو لحظه های اتاق
گمون می کنم که خدا بین ماست
دلم گرم میشه از این اتفاق

دلم گرم میشه به آغوش تو
نمی خوام که با گریه ها سر بشه
یه حس عجیبی الان بین ماست
که با بوسه می تونه بهتر بشه

تموم کن سکوتو یه چیزی بگو
بگو حال دنیای ما عادیه
رها کن منو تو خودت مثل باد
که آغوش تو مثل آزادیه ...