وقتی تصاویر شاد را ، دیگر
تنها در خواب می‌توان دید
گمان می‌کنید
بیدار شدن از خواب آسان است ؟.. (1)

یک رفیق خووب در روزهای سخت نعمتیست برای خودش، آن هم اگر علیرضا حسینی باشد، ترانه سرا باشد و تصادفاً زادگاهش نیز با تو یکی باشد. این می شود که واژگان مشترک بینتان بیشتر و بیشتر می‌شود و وقتی لحن ترانه‌هایتان هم نزدیک به هم شد به قول دوستان هم‌ترانه می‌شوید و به دوستی دیرینه‌تان می‌بالید. حسادت گه گاهی من نسبت به ترانه هایش این حس را در من تقویت می کند که انتظار روزهایی شکوفا تر و سبز تر برای ترانه هایش داشته باشم :

 
ببار بارون ، ببار بارون ، ببار برمن که غمگینم
تو این شب های دلتنگی ، رفیقی رو نمی بینم ...

ببار ای نم نمِ بارون ، ببار امشب دلم تنگه
ببار امشب هر آهنگی به گوشِ من بدآهنگه

چه تقدیری ، چه تقدیری نصیبِ بودنِ ما شد
که این کابوسِ تنهایی دلیلِ مرگِ رویا شد ...

رفیقی کو که دستم رو بگیره از سرِ یاری
همیشه قسمت این بوده : شکستن های تکراری (2)


این ها را گفتم که بگویم سایت شخصی علیرضا مدتیست راه اندازی شده .

 
پی نویس :
1. پاییزی کاملاً متفاوت ، هوانس گریگوریان ، ترجمه ی واهه آرمن
2 . ترانه ای از علیرضا حسنی