رسول یونان را سال هاست می شناسم و هر چه وقت بیشتری را با او می گذرانم و یا کتاب هایش را می خوانم بر ارادتم به او افزون تر می شود ، آنهایی که یونان را از نزدیک می شناسند حتماً با نظر من موافقند که شخصیت متفاوت و دوست داشتنی او در روند شعریش تاثیر بسیار زیادی داشته است . این که یک اسنوکر باز قهار است و یا این که سالهاست طلوع خورشید را ندیده است و این که به قول خودش هر گز نمی تواند جهان را بدون قطار تصور کند ، به هر حال جدا از شعر ها ، ترجمه ها و داستانهایش کاراکتری به او بخشیده که جذابیت های ویژه ای دارد .

از رسول یونان تا کنون کتاب های متعددی وارد بازار شده که تعدادی از آن مجموعه شعر های سپید بوده است به ترتیب زمان انتشار : "روز به خیر محبوب من" ، "کنسرت در جهنم" ، "من یک پسر بد بودم" و مجموعه ی اخیرش با عنوان " پایین آوردن پیانو از پله های یک هتل یخی "

به جرات می توان گفت  کتاب های یونان هر کدام متفاوتند و فضایی مجزا را ترسیم می کنند ، سیر فکری و تحولات تکنیکی او از کتاب اول که در دوران نوجوانی و جوانی به چاپ رساند تا کتاب آخرش که امسال منتشر شده به خوبی مشهود است . انتخاب عناوین مناسب و جذب کننده برای مجموعه ها و شعرهایش ، برخوردی بی آلایش و تاکید بر سلامت نحوی زبان و همین طور شباهت آثارش به شعرهای ترجمه از خصوصیات بارز آثار اوست . در وضعیت حال حاضر جامعه ی ادبی و همین طور روزگار نامساعد شعر سپید و افول جریان های رایج شعر ی پس از شاملو ، وجود شاعرانی نظیر یونان به واقع نعمتی بزرگ است در راه جذب مخاطب و معرفی شعر بدون وزن کشور .

چند شعر از مجموعه ی اخیرش که توسط نشر افکار فروردین امسال وارد بازار شد :

 1 .

ادای پرنده ها را در آوردیم

پر کشیدیم

به آن سوی مرزها

وقتی برگشتیم

ما را به قفس انداختند

نتوانستیم ثابت کنیم که ما پرنده نیستیم

 

2 .

دیگر زیبا نیست

فقط به درد شکار می خورد

                          گوزن

به درد تکه تکه شدن

وقتی از دوربین تفنگ

                  او را تماشا می کنی

 

3 .

چوپان

بره گمشده اش را

در یخچال فریزر پیدا می کند

میزند زیر گریه

شهری ها

او را به همدیگر نشان می دهند و

                                   می خندند

 

4 .

نه به خاطر شعر

نه به خاطر جور دیگر زیستن

خانه ی من

برای دو نفر کوچک بود

به همین خاطر تنها ماندم