نه ! داری عادت میکنی به گریه های مردونه

 اشک یه مرد باید فقط محرم چشماش بمونه

بغض یه مرد میشکنه وقتی که دلش شکسته شد

وقتی دیگه حسابی از دوره زمونه خسته شد

وقتی که مطمئن بشه میری و تنهاش میذاری

یه درد دیگه باز روی تموم درداش میذاری

بد جوری دوست داری بازم اشک یه مردو ببینی؟

باشه میبینی وقتیکه عروس بشی گل بچینی

روی سرت قند بسابن موهاش یهو سفید بشه

بخت خودش سیاه بشه تا رخت تو سفید بشه

به حلقه ها نگاه کنه اشک تو چشاش حلقه بشه

باید تو رو تو نقاشیش عروس مردم بکشه

آینه و شمعدونا براش آینه دق بشن دیگه

میبینی؟ حتی آینه هم داره بهش دروغ میگه

میگه عروسش شدی و داره برات کل میکشه

آخه کی فکرشو میکرد تو آینه ها دوماد بشه

نه! دیگه عادتت شده واسه یه مرد گریه کنی

باید به اون اندازه ای که گریه کرد گریه کنی

نه ! داری عادت میکنی بیای سر قبر یه مرد

حیف که دیگه از روی سنگ اشکاشو پاک نمیشه کرد

 

 

و ترانه ی دوم

 

دارم میرم ولی فکر تو هستم

حلالم کن اگه چشمامو بستم

میخواستم اشک چشمامو نبینی

مسیر غربت رامو نبینی

نخواستم چشم تو غربت بگیره

آخه غربت توی چشمام اسیره

نگاهم غربتو یادت میاره

چشای تو بهش عادت نداره

نمیدونی چقد سخته مسیرم

نگاهم میکنی آتیش میگیرم

دارم میرم عزیز دردونه من

دیگه اشکاتو پاک کن وقت رفتن

برای بدرقه آبی نریزی

واسه من اشک بی تابی نریزی

توی غربت خودم جایی ندارم

حلالم کن اگه تنهات میذارم

رفیق نیمه راه بودم ببخشید

دارم میرم یه وقت از من نرنجید

فقط این دل رو تا روز ملاقات

به دستت بسپرم یا که به چشمات؟

دارم میرم ولی فکر تو هستم

حلالم کن اگه چشمامو بستم

میخواستم اشک چشمامو نبینی

مسیر غربت رامو نبینی