با سلام و عرض خسته نباشید خدمت تمام دوستان عزیزم در حیطه ی نت و مخاطبینی که تا به امروز ترانه ی ما را یاریگر بودند .ترانه ی ما از همه ی شما عزیزان سپاسگذار است .

 

و اما در این پست وبلاگ ترانه ی ما بخوانید : درد دلی دوستانه با همکاران عزیز ترانه سرا (مخصوصاً بازاریها) ، دو خبر مرتبط با دو سایت مطرح ادبی کشور  و در انتها نیز یک شعر از خودم .

 

از شما چه پنهان مدتیست که بیش از پیش دلم به حال ترانه ی مظلوم کشور میسوزد ، وقتی اتفاقهای ناگوار یکی پس از دیگری ریشه های جوان این نهال شکننده را مثل موریانه میخورند و ما (ترانه سرا ها) از گوشه و کنار تنها احساس تاسف می کنیم ! . اختلاف ها بین ترانه سرایان بیشتر و بیشتر و ترانه سرا ها از هم دورتر و دورتر میشوند . راستش را بخواهید من اصلا قصد نداشتم این بحث را مطرح کنم چرا که معتقدم گهگاه مطرح کردن بعضی مشکلات خود زاینده ی مشکلاتی جدید هستند و این احتمال را میدادم که باعث موضع گیری گروهی خاص شود. اما با هشدارهایی که در گذشته خودم و دوستانم در نشریات و سایتها داده ایم نه تنها این معضلات برطرف نگشت بلکه بر آن افزوده نیز شد . تا آنجا که امروزباید پیش بینی کنم اگر با این مشکلات مبارزه نشود چندی دیگر ترانه با چنان فاجعه ای غم انگیز روبرو خواهد شد که دیگر جبران آن عملاً غیر ممکن خواهد بود ... امروز اگر حتی بخواهیم ، نمیشود ارتباط های مسموم بین ترانه سرا ها و آهنگسازها و حتی خواننده ها را نادیده گرفت . مافیای انتزاعی که دوستانمام نا خواسته گریبانگیر آن شده اند و نه میتوانند خودشان به فعالیت ادامه دهند و نه میگذارند ترانه سراهای دیگر در بازار موفق شوند . و این تنها به ضرر ترانه است یا وقتی دختر ترانه سرا تنها به این خاطرکه با ترانه ای نامش را در بین هنرمندان دیگر ببیند و احیاناً اگر پولی هم در میان باشد ، بی نصیب نگردد حاضر است دست به هر کاری بزند (بهتر است بگوییم میزند ) ، وقتی آقای ترانه سرا در یکی از میدانهای شهرک غرب دختری را سوار 206 خود میکند  و بعد آن دختر از جلسات ترانه سر در می آورد ترانه میگوید و بعد هم شبکه های ماهواره ای ... من ترانه سرایی را میشناسم که برای یکی از خواننده های جوان آنطرف آبها بیش از 100 ترانه را فکس کرده است تا او به صورت رایگان هر کدام را که خواست بردارد . امروز نام این دوست عزیز را در کیلیپ های آن خواننده میبینیم . البته دیدن این اسم در آن کیلیپ در ابتدا خیلی هم خوب مینماید اما اگر به تبعات غم انگیز آن فکر کنیم دیگر نمیتوان از دیدن آن کیلیپ ها لذت برد .شاید یکی از آن تبعات بی ارزش شدن ترانه و ترانه سرا در بین جامعه ی موسیقی باشد . والبته خانه نشین شدن بزرگتر ها . چرا خانم  ترانه مکرم که احترام زیادی برایش قائل هستم باید وبلاگش را تعطیل و فعالیتش را در حیطه ی ترانه محدود سازد ؟ اکبر آزاد ترانه هایش را بایگانی کند و یا حامد مقدم عزیز تنها به  دلیل  تن ندادن  به خواسته های زیر میزی بعضی از مراکز پخش معتبر کشور ، بعد از انتشار 3 آلبوم ، روزهای خوبی را نداشته باشد ؟ دوستان ترانه سرای من که به صورت حرفه ای کار میکنند حتماً بارها دیده اند که ترانه سرا و یا آهنگسازی تنها به این خاطر که اثرشان را به خواننده ای بفروشند دست به تخریب دوست صمیمیشان نزد آن خواننده ای میزنند که گاهاً برای مطرح کردن خود مبادرت به اجرای ترانه های دوستان عزیز ما میکند . من مثالهایم را به همین ها محدود میکنم تا بیشتر خاطر دلسوزان حیطه ی ترانه را مکدر نسازم . وقتی از بیرون به ترانه نگاه میکنیم چهره ی زیبای آن را که آمیخته با موسیقی است میبینیم و با آن شادیم و سرمست ، اما وقتی از درون ترانه به آن بنگریم اندوه ترانه ای را میبینیم که تنها می توانیم به حال آن بگرییم و افسوس گذشته را بخوریم .دوستان عزیز و صمیمی من باید بدانند ارزشی که امروز ما برای ترانه قائلیم تنها و تنها به واسطه ی بزرگی و بزرگ منشی ترانه سرایان و شاعران گذشته ی کشور است . من از عزیزانم به عنوان برادری کوچک خواستارم وضعیت ترانه را به شکلی نسازند که ترانه سرایان آینده مانند ما حسرت گذشته ی خود را بخورند . به امید موفقیت ترانه .

 

  

و اما دو خبر از دو سایت مطرح ادبی کشور :

 1. جلسات نقد کتاب سایت عروض که در گذشته  به صورت هفتگی در فرهنگسرای بهمن واقع در میدان بهمن برگزار میشد، امروز با تشخیص مدیران سایت و اینکه مسیر فرهنگسرای بهمن کمی به مرکز شهر دور بوده است به فرهنگسرای ارس باران انتقال یافت و با تغییراتی نیز روبرو گشت . بدین ترتیب که بخش ویژه ای نیز به آن افزوده شد ، که موضوع آن به بحث و تبادل نظر گذاشته میشود و بعد در غالب یک ویژه نامه در سایت منعکس میشود .

 2. سایت پیله ها ی شیشه ای نیز با مدیریت دوست عزیزم مصطفی ازقندی پر قدرت تر از دو شماره ی سابق خود با ارائه ی سومین شماره ، به فعالیت خود ادامه میدهد . در این شماره : استاد محمد صالح اعلاء ، دکتر افشین یدالهی ، اکبر آزاد ، بابک صحرایی،نیلوفر لاریپور ، یغماگلرویی ، اندیشه فولادوند ، بابک روزبه  و بسیاری از ترانه سرایان خوب کشور با سایت همکاری میکنند .البته لازم به ذکر است که مخاطبین عزیز در شماره ی آینده ی سایت پیله ها نیز منتظر اتفاقهای فوق العاده ی دیگر باشند .پیشنهاد می کنم بروید و ترانه های امروز را بخوانید .

 در پایان در این پست ترانه نداریم و ترجیح دادم شعری سپید را به نماد اعتراض نسبت به وضع موجود ترانه ی کشور در این پست وبلاگ قرار دهم.

 و اما شعر :

 

یک بار

 فقط برای یک بار / ببین میلرزم /

 قلبم را ببین / تند تند میزند

 ماشین بدون سوئیچ روشن میشود

 و آلبوم نورها را منعکس میکند توی چراغهای خیابان

 این مرد که توی عکس اخموست من هستم /

 این تو نیستی هرگز در من

 این رعشه های حاصل عریانی منند

 / توی عکس ... / غورباقه ها از نور میترسند

 و رد میشود سایه از بغل تو / بغل تو /

 آغوشی که من ... با تو یکی شدم

 و اینبار شد / با هم در یلدایی ترین با هم /

 با هم ترین / و این لرزش مدام هم /

 و بوسه هایی که (توی عکس) گیر کرده بود

 که (توی عکس)  غورباقه ها جفت گیری میکنند /

 میزنند به هم /

 به من و تو میزنند /

 به هم میزنند تمام عکس ها را

 غورباقه ها به ما میزنند /و ما به غور رباقه ها  /

 و پرت میشوند  در خیابان

 غورباقه ها از عرض خیابان رد نمیشوند / از عرض خیابانی که نمی ایستد

 در شبی که نور نعره میزند /

 بچه غورباقه ها از نور میترسند

 در شبی که مایی که رد میشویم به هم /

 میرسیم به هم /

 میزنیم به هم

 و به هم میزنیم جفت گیری غورباقه ها را ....

   .....

 

                                               با تشکر

                                   مهدی موسوی میرکلائی