با سلام و اعلام تبریک بابت آغاز سال نو

بی هیچ مقدمه ای در این پست وبلاگ ترانه ی ما  بخوانید و بشنوید ۲ترانه و ۱ شعر سپید و همینطور معرفی یک آلبوم موسیقی را :

اول ترانه :

 

چفت در ها رو بزارید پنجره ها رو ببندید

 

بیصدا آروم و مخفی توی گوش هم بخندید 

 

توی تیک تاک گلوله توی جیک جیک سیاست

 

وقتی کلاتو نو دزدید مستعمر بی هویت

 

وقتی به جای مرکب فرهنگ تو دستتونه

 

از رو غریبه نوشتن امروز بن بستتونه

 

چفت در ها رو بزارید پرده ها مشکوک و رندن

 

رادیو ها رو ببندید تا لبنانیها نمردن

 

با ستاره قهر باشید شعله ی فانوس باشید

 

 تو مرکبها بلولید شکل اختاپوس باشید

 

کنج خونه جا بگیرید از طبیعت رو بگیرید

 

تو هم آغوشیِ بی هم از شبح الگو بگیرید

 

چفت در ها رو بزارید تو لباساتون جسد شید

 

سلولهای مزاحم از پریز برق رد شید

 

شعله ی مرموز میگه لحظه ی تاریکِ مر گه

 

چوب کبریتا به صف شید لحظه ی شلیکِ مرگه

 

و ترانه ی بعد که توسط پیما ن درآلبوم هی تو اجرا شد:

یه روزی تو تنگ غروب سرد پاییز

 

 دلم هواتو کرده بود غریب و تنها

 

میون کوچه ها و خونه ها و مردم

 

دنبال تو میگشت فقط میون دنیا

 

 

 

دنبال ردِپات میام هر جا که باشی

 

حتی اگه اونجا که میرسم نباشی

 

 

 

آدرستو پرسیدم از هر کس و هر کی

 

اما فقط اسم تو رو تها بلد بود

 

نشونیتو از یه غریبه تا گرفتم

 

آدرستو از روی رد پا بلد بود

 

 

 

دنبال ردِپات میام هر جا که باشی

 

حتی اگه اونجا که میرسم نباشی

 

 

 

میگفت نرو نمیتونی نمیرسی نه

 

به حرف اون غریبه اعتنا نکردم

 

خسته و بیتاب میرسم اونور دنیا

 

نشونیتو اما هنوز پیدا نکردم

 

 

 

دنبال ردِپات میام هر جا که باشی

 

حتی اگه اونجا که میرسم نباشی

 

این ترانه برای روی ملودی نوشته شده بود .

این قطعه موزیک را از طریق سایت های موزیک میتوانید بشنوید.

 

TinyPic image

و اما آلبوم جدید پیما ن حاجی زاده از ۱۱ ترک تشکیل شده . که با عنوان هی تو وارد بازار شده .

 

دوستان عزیز میتوانند باقی ترک های آلبوم هی تو را از طریق سایت های موزیک میتوانید بشنوید..

 

 

....

در پایان نیز یک شعر سپید :

هوا نه آب
نه خیس
توی هیچ ریزنامه ای نیست
توی هیچ روزنامه ای
که خیس
میخندی
هنوز میسوزد
تیترهایی که نه خیس
نه داغ
میسوزد
هنوز جایش روی بدنم
ریزه ریزه های بدنم
ظهر میسوزد
بوی باغ گرفته ام
لای علفها گرفته ام
شما دوباره گم شده اید
میسوزد
مینشینم پیش کنارت
و میگویم : که سرد
شما دوباره گم شده اید
سرد ، خیس
لبخند روی لبهای تو
گرم میشویم
میسوزم ، تیترها را
پیش کنار من نشسته ای
به تو میگویم :
که اینجا سر زمین منست
میپرسی
نام این گیاه؟
گزنه
تیترها ما را گرم میکنند
پیش کنار من نشسته ای
تو حرف میزنی
و من
به ریزه ریزه ها فکر میکنم
اینجا سر زمین منست
ومن فکر میکنم
میسوزد
هنوز
هنوز جایش روی بدنم

 

 

                                                با تشکر

 

                                     مهدی موسوی میرکَلائی