اول اینکه عیدتون مبارک

و اما بعد تو این پست میخونید یه ترانه ی قدیمی از خودم و یه ترانه از محمد رضا حبیبی راییس هیات مدیره ی انجمن ترانه ی مهر و دو تا دو بیتی از امیر پیر نهان از اعضای هیات مدیره ی انجمن ترانه ی مهر :

اول ترانه ی خودم :

خوابیدی یاکه میخوابی من محو این لحظه هاتم

بخواب و اینو بدون که تو خوابم حتی باهاتم

تو خوابت دنیا قشنگه دیو میشه یه فرشته

تو خوابت اصلا بدی نیست دنیا شبیه بهشته

خورشید خوابت نمرده پشت کوه تیره گیر نیست

تو دست دیوای ابری مهتاب خوابت اسیر نیست

کوچه های بیگناهش مردای جنگی نداره

بین من و تو ی قصه دیوار سنگی نداره

اما این تنها یه خوابه یه رویای بچگونست

خلسه فقط یه دروغه چشما رو بستن بهونست

بیدار شو شهر مرده قلب قناری شکسته

جغد شوم نفرت و مرگ رو بوم بختت نشسته

بین مرگ و زندگی خواب تنها یه راه فراره

درد بیداری تو خوابم تو رو آروم نمیذاره

بیدار شو زندگی کن تو هنوزم شانس داری

زندگی سخت و درندست تو ی دنیای بیداری ....

=========================================

و ترانه ی حبیبی :

تو هجوم بی امون حس پر کشیدنم

خیس از شوق بلند رفتن و رسیدنم

سر تا پا لبریزم از حرارت بی انتها

نزدیکم نزدیک نزدیک توی آغوش خدا

روح دریا توی رگهام جاریه

قلب من از جنس بیقراریه

معجزست تو پوچی محض یه دنیای شلوغ

این تولد دوباره این طلوع پر فروغ

آره عشق معجزه ی تماس دستای تو بود

من یه مهمونم تو دریایی که دنیای تو بود

روح دریا توی رگهام جاریه

قلب من از جنس بیقراریه

نقد این ترانه رو میتونید تو سایت بوتیمار بخونید =====================================================

  و دوبیتی های پیر نهان

انگار که بیهوشی مفرط دارم

من درد هم آغوشی مفرط دارم

این بستر ها کدامشان مال من است ؟

چندیست فراموشی مفرط دارم

 

 

یک سیب به عمق هوس انداخت مرا

چرخاند مرا از نفس انداخت مرا

شیطان هم اگر بوده ام امروز منم

من معتقدم خدا پس انداخت مرا